تبليغاتX
یاسین امیریان
 
نوشته شده توسط : یاسین امیریان

 

حیف نون با نامزدش میرن پارک حیف نون میگه :عزیزم اگه این درخت کاج زبون داشت الان به ما چی میگفت ؟نامزدش میگه اگه زبون داشت میگفت:کره خر من زرد آلو ام نه کاج!


تاریخ انتشار : جمعه 6 آبان1390 |
نوشته شده توسط : یاسین امیریان

استاد : وقتی بزرگ شدی چه میکنی؟

شاگرد : ازدواج!

استاد : نخیر منظورم اینه که چی میشی؟

شاگرد : داماد!

استاد : اوه! منظورم این است وقتی بزرگ شوی چی بدست می آوری؟

شاگرد : زن!!

استاد : ابله!!! وقتی بزرگ شوی برای پدر و مادرت چی میگیری؟

شاگرد : عروسی میگیرم!

استاد : پسرجان پدر و مادرت در آینده از تو چه میخواهند؟

شاگرد : یک زندگی متاهلی موفق.


تاریخ انتشار : جمعه 6 آبان1390 |
نوشته شده توسط : یاسین امیریان
آیا می دانید میزان پاسخ مثبت دختران به بوق زانتیا 60 درصد بیشتر از انواع پژو می باشد؟

روابط عمومی شركت سایپا!
این دیگه خیلی توپ بود  <f
دمت گرم /cap\ میبینم که داری باحال میشی از بی حالی درمیای /squint\ :D


تاریخ انتشار : جمعه 6 آبان1390 |
نوشته شده توسط : یاسین امیریان

پسران به چند  دسته تقسيم ميشوند:

-ظاهر زيبا و مغروری دارند اما باطنشان بر ميگردد به بچه های ....آباد 7 تپه!

نه ظاهر زيبايی دارند و نه باطن زيبايی (البته پسران هيچ وقت نمی توانند باطنی زيبا داشته باشند و حتی معنای ان را هم نميتوانند درک کنند.)
-ظاهر زيبايی ندارند اما باطنی زيبا ودلنشين و جذب کننده ای دارند که البته:

گشتم نبود نگرد نيست




چه شد که خدا چنين موجوداتی افريد؟


در کتابی امده است که خداوند مردان را افريد برای نشان دادن قدرتش اما اين با عقل اصلآ جور در نمي ايد چون مردان هيچ قدرتی ندارند مخصوصآ در برابر اسلحه ی زنانه.

اما اگر بخواهی احساسی برخورد کنی می فهمی درست است (اما مردان قديم) چون:


انها سبيل دارند از نوع در رفته و بلندش
ريش دارند از نوع پر پشتش
مو دارند از نوع فرفری و بلندش
هيکلی دارند بلا نسبت فيل(داداش کوچيکه و اين حرفها)


شايد همه ی اينها نشان دهنده ی قدرت باشد اما خوووووووووووب در پسران امروزی که نگاه کنی:


نشانی از ريش و سبيل نمی بينی


ريششان را به دليل مد سه تيغه ميکنند وبه جای ان خطی ميگذارند به نام خط ريش( ان هم برای اين که مردم بفهمند اينها خانوم نيستند و مثلآ اقا تشريف دارند )


ديگر از ان هيکل و شکم خبری نيست چون تمامی پسران به باشگاه بدنسازی ميروند و هر کدام به جای وانت پيکان که با ان کار کنند اسبی دارند که سوارش ميشوند و موهای خود را بر باد ميدهند.



زلف بر باد مده تا ندهی بر بادم
ناز بنياد مکن تا مکنی بنيادم



پس اين بر ما واضح و مبرهن است که وجود پسران قدرت خداوندی نيست پس این سوال بر همگان به وجود ميايد که این موجودات چرا زنده هستند و همچنان نفس ميکشند؟؟؟

ايا اين همآن خشم و غضب خدا نيست؟
ايا اين همان عذاب الهی نيست؟
چه عذابی از اين بالاتر که پسری به دختری بگويد دوست دارم؟
اين همانند انی است که عزراييل به فردی لبخند بزند و بگويد عزيزم بيا بغلم.


خبر جديد:


طبق امار گرفته شده به نتيجه رسيده ايم که اکثر دخترانی که والدينشان نفرينشان ميکنند و به قول معروف اق والدين ميشوند دچار اين گونه عذابهای الهي ميشوند .


اخطار:


به تمامی دختران توصيه ميشود هر گاه به همچين موجودی برخورد کرديد ميتوانيد از کلمه ی « بسم الله الرحمن الرحيم » استفاده کنيد چون انها ميپرند.
به اميد روزی که خداوند به تمام عذابهايش خاتمه دهد و در رحمت خود را به روی ما بگشايد.


تاریخ انتشار : جمعه 6 آبان1390 |
نوشته شده توسط : یاسین امیریان

تفاوت دخترهاوپسرها در پلی استیشن بازی کردن
همانطور که می دانید امروزه بازیهای رایانه ای همگانی شده اند،وپیر و جوان،دختر و پسر همه به بازی کردن می پردازند.اما در بین پسران ودختران در بازی کردن تفاوت هایی وجود دارد.
اوین تفاوت اساسی بین این دو انتخاب بازی است که معمولا پسران به دنبال بازی های اکشن و ترسناک هستند اما دخترها به دنبال بازی های رمانتیک و عشقولانه هستند،در نتیجه بیخیال بازی کردن می شوند.
تفاوت بعدی بین دخترها و پسرها در نوع بازی کردن آنهاست که پسران در بازیها با قدرت تفکر خود بازی میکنند،اما دختران فقط دسته را در دست گرفته و شروع به زدن دکمه ها می کنند و هر دکمه ای را که بر روی دسته ببینند فکر می کنند باید فشار دهند تا برنده شوند.
اما یکی دیگر از تفاوتها،تمامی پسران در هنگام بازی کردن وقتی دربازی شکست می خورند بازی را دوباره شروع کرده آنقدر بازی می کنند تا بتوانند در بازی پیروز شوند،اما دخترها اگر در بازی شکست بخورند تنها کاری که میکنند گریه کردن است که وای من باختم خاک به سرم شد حالا چیکار کنم.
اما تفاوت بعدی دلیل انتخاب بازی است که پسران برای سرگرمی بازی میکنند اما اگه دختری پلی استیشن بازی کنه اطمینان داشته باشید که از روی چشم وهم چشمی که دختر همسایه پلی استیشن بازی می کنه اینم رفته داره پلی استیشن بازی میکنه.
تمامی پسران اگر بازی ای را بازی کنند به 2 ساعت نمی کشه که در آن بازی حرفه ای می شوند و هیچ کس حریف آنها نمی شود،اما اگر دختری بازی ای را شروع کند فقط 4 ساعت طول میکشه تا بخواهد 1 مرحله از بازی را با موفقیت به پایان برساند حالا چه برسه به اینکه بخواهد در بازی حرفه ای شوند حتما اگر بخوان حرفه ای بشن باید 5روز بازی کنند تازه شایدم بیشتر البته بین هر 1000تا دختر شاید یک نفر پیدا بشه که بتونه تو4روز یا3روز حرفه ای بشه که تو این مدت پسرا تا آخر بازی می روند و حتی شاید بازی را دوباره شروع کرده و برای دومین یا سومین بار تا آخر بازی بروند.
حالا به نظر شما پسرا بهتر بازی میکنند یا دخترا ؟
جواب این سوال حتما خیلی سخت است،به هر حال مهم این است که بازی میکنند حالا می برند یا می بازند مهم نیست،مهم این است که دخترا همیشه می بازند و پسرها همیشه می برند،البته همین جا باید بگم که بهتره دخترا تا بیشتر از این نباختند برن حرفه ای بشن یااصلا بی خیال بازی کردن بشن به هر حال تصمیم گیری با خودتونه.
البته یک راه دیکه هم وجود داره و آن هم این است که به دوست پسراشون بگن بازی کردن بهشون یاد بده.


تاریخ انتشار : جمعه 6 آبان1390 |
نوشته شده توسط : یاسین امیریان



مرد کلمه را کشف کرد و مکالمه را اختراع کرد. زن مکالمه را کشف کرد و شايعه اختراع شد!


مرد قمار را کشف کرد و کارت‌هاي بازي را اختراع کرد. زن کارت‌هاي بازي را کشف کرد و جادوگري اختراع شد!


مرد کشاورزي را کشف کرد و غذا اختراع شد. زن غذا را کشف کرد و رژيم غذايي را اختراع کرد!


مرد دوستي را کشف کرد و عشق اختراع شد . زن عشق را کشف کرد و ازدواج را اختراع کرد!


مرد تجارت را کشف کرد و پول را اختراع کرد. زن پول را کشف کرد و « خريد کردن » اختراع شد! از آن به بعد مرد چيزهاي بسياري را کشف و اختراع کرد. ولي زن همچنان مشغول خريد بود!


تاریخ انتشار : جمعه 6 آبان1390 |
نوشته شده توسط : یاسین امیریان

...همه‌ی ما می‌دانیم و بر این موضوع واقفیم كه «دختر وپسر ندارد، مهم این است كه بچّه آدم باشد!» پس ما هم با بی طرفی كامل به مقایسه‌ی انواع و اقسام این موجود مهم می‌پردازیم:

1. پیش از دبستان:
دختر و پسر: در این مقطع دختر و پسر فرقی ندارند و بچّه باید سالم باشد. درچنین مقطعی، نوزاد و پس از آن كودك، با اساسی‌ترین و حیاتی‌ترین پرسش‌های زندگی‌اش آشنا می‌شود؛ پرسش‌هایی مانند «بگو مامان» ، «آهان! گفتی بابا درسته عزیزم؟!»،‌ «تو واسه چی اوّل گفتی بابا گل من؟!!‌“ و كم كم پرسش‌هایی مثل «بگو ببینم، مامانو چند تا دوست داری؟»، «بابا رو چی؟ عمّه رو؟! خاله، عمو... دایی... و... ؟!»، «بزرگ شدی می‌خوای چی كاره بشی؟» (حالا بگذریم كه این بچّه تمام سعی‌اش را بكار بگیرد، حداكثر شش سال و نیم تمام دارد‌‌‌‌‌ و چه می‌داند اصلا ً بزرگ شدی یعنی تقریبا چقدر شدی؟!)
علایق: ... (عذر می‌خواهم مزاحم می‌شوم ولی اگر شما یادتان هست در شش‌ماهگی به چه چیزی علاقه داشتید ما را هم خبر كنید!)
مشاغل مورد علاقه: ؟!



2. دبستان:
دختر و پسر: در این حالت هم دختر و پسر فرقی ندارد و مهم این است كه بچّه... ببخشید كودك با مدرسه ارتباط برقرار كند. در این مقطع كودك با پرسش‌هایی نظیر «مدرسه رو دوست داری؟ چند تا؟»، «خانم معلّم رو چی؟» ، «چند تا بیست گرفتی؟»، «چرا بیست گرفتی؟»‏‏، «چرا چند تا بیست گرفتی؟!!» و... مواجه است.
علایق: مامان و بابا، خانم معلّم، مدرسه، درس، ریاضی( ؟! ).
مشاغل مورد علاقه: خلبانی، پزشكی (یك همچین چیزهایی).

3. دبیرستان:
دختر: در چنین مقطعی، دخترها تبدیل می‌شوند به یك جور «من دیگه بزرگ شده‌ام مكرّر. تركیبی از عكس، پوستر، كامپیوتر، دكّه‌ی روزنامه‌فروشی، و «یه كمی هم درس بخون». پرسش‌های مهمی كه با آن مواجه می‌شوند عبارتست از: «تو چرا اُفت تحصیلی پیدا كردی؟!»، «تو چرا تازگی‌ها این قدر جلوی آیینه‌ای؟!»، «گوشی تلفن كو؟!!»
علایق: آشنایی با انواع و اقسام دوستان، دلتنگی برای انواع و اقسام دوستان(!)، انواع چت روم، CD، گوشی تلفن، موسیقی و...
مشاغل مورد علاقه: بازیگری، نوازندگی و حالا شاید پزشكی!

پسر: تركیبی از «تو دیگه مرد شدی»، «پسرم بزرگ شده»، «آخه پسر تو كی می‌خوای بزرگ بشی؟»، «پسرم، می‌خوای در آینده‌ی نزدیك بزرگ بشی یا آینده‌ی دور؟!» افه، رو كم كنی، فوتبال، فوتبال، فوتبال، تریپ رفیق‌بازی و معرفت و اینا.
علایق: رفیق، فوتبال، منچستر، یوونتوس، بایرن (البته از سایر تیم‌های از قلم افتاده معذرت!)، ایضا ً موارد بالا.
مشاغل مورد علاقه: بازیگری، خوانندگی، شغل نان و آبدار... همان شغل نان و آبدار.

4. پیش‌دانشگاهی:
دختر و پسر فرقی ندارند، اغلب در این مقطع هر دو گروه شكل اضطراب می‌شوند. یك چیزی در مایه‌های «گنجشكِ نگران ِ آینده و در عین حال عصبی!» همچنین در دو حالت عزیزان حال خود را درك نمی‌كنند: یكی زمانی كه درس‌ها زیاد است، وقت هم كه كم است، پس دوستان حال عصب دارند؛ دیگر زمانی كه درگیرند، چون درس‌ها را مطالعه نموده‌اند ولی می‌ترسند فراموششان شود! تركیبی از كتاب، جزوه، تست، كنكور، زندگی، درس، درس = همه‌ی بقیه‌ی زندگی و مانند اینها.
علایق: یادگیری روش‌های تست زدن در سه سوت دو سوت و نیم و كمتر، دانشگاه و اینا...
مشاغل مورد علاقه:
دختر: پزشكی، مهندسی، «هر چی قبول بشم»، «وای خدا نكنه قبول نشم!»
پسر: مبارزه با سربازی!، مهندسی، پزشكی و...

5. دانشگاه:
دختر و پسر: تركیبی از جزوه، «عطر گل‌های بهاری»، «عشقمون كاشكی همین جوری بمونه!» و... پرسش‌های متداول: «عشق یعنی چه؟!!»، «كلاس تشكیل نمی‌شه؟»، «عشق یا ثروت، مسئله كدام است؟»، « ‌(با نازخوانده شود لطفا) فعلا می‌خوام درسمو ادامه بدم (آره دیگه؟!)»
علایق:
دختر: بوفه‌ی دانشكده، ردیف جلوی كلاس، دو در نمودن كلاس و...
پسر: علایق : ایضا ً بوفه ، ردیف آخر كلاس ، ایضا ً دو دَر نمودن كلاس...

مشاغل مورد علاقه:
دختر: شغل پر درآمد، شغل HIGH CLASS و...
پسر: شغل مناسب و پر درآمد... شغل مناسب... شغل


تاریخ انتشار : جمعه 6 آبان1390 |
نوشته شده توسط : یاسین امیریان

نوشتار حاضر در سه بخش، تحت عناوين زير سامان يافته است:
الف) مدخل بحث
1) از دلايل انحراف در ارتباطات اجتماعي، فقدان مباحث تئوريك و عدم معرفي الگوهاي مناسب و قابل تقليد از سوي نخبگان فكري، فرهنگي، حوزوي و دانشگاهي است. اين مقاله در يك نگاه عقلي به تعليل ارتباطات بين دو جنس مخالف پرداخته و با تقسيم مجموعه عوامل به دو دسته «علت» و «دليل» نكاتي را در رابطه با هر يك به بحث گذاشته است. در انتها نيز براي پيشگيري از خطرات فراراه و چاره جويي مشكلات و دردهاي موجود، نكاتي مطرح گرديده است.
2) مجموعه ارتباطات دختران و پسران را مي توان در يك دسته بندي دقيق و منطقي، به دو قسم هويت نوعي و صنفي تقسيم نمود:
2-1 ) هويت نوعي و صنفي: هويت هر فرد در يك مبنا به سطح هويت شخصي، فكري و روحي قابل تقسيم است و در مبناي ديگر به دو سطح هويت فردي و جمعي تقسيم مي شود (1). در اين مقاله هويت به دو سطح نوعي و صنفي تقسيم مي شود.
منظور از هويت انساني(نوعي) آن خصوصياتي است كه دختر و پسر را به عنوان انسان در بر مي گيرد و از ساير حيوانات و موجودات متمايز مي كند. اما در هويت صنفي (جنسي) به دنبال بيان مميزات دختران از پسران هستيم.
2-2) زن و مرد در هويت انساني (نوعي) مشترك اند. وجه مميز انسان از حيوانات و موجودات ديگر نيز عقل است(2). از نتايج اشتراك دختر و پسر در هويت انساني آن است كه عقلانيت، علم، آگاهي، خلاقيت و نوآوري براي زن و مرد ممكن است. و در اين حوزه ها مي توانند با هم رقابت كنند و ارتباط داشته باشند.
مدعاي ديگر اين مقاله آن است كه هويت جنسي (صنفي) دختر و پسر و زن و مرد متفاوتند. در نتيجه جسم اين دو صنف با هم متفاوت است و رعايت نكاتي در شيوه پوشش و لباس براي هر دو لازم و ضروري است، نگاه آنها فرق دارد و.... بحث حجاب دختران نيز با بحث زيبايي آنها و لزوم حفظ زيبايي و عدم سوء استفاده ديگران از آنها و عدم عرضه ارزان زيبايي زنان قابل توجيه است(3).
2-3) بحث ارتباط دختر و پسر با ارتباط زن و مرد از جهت منطقي، موارد و مصداقها رابطه عام و خاص مطلق دارد.
2-4) مراد از دختر و پسر، ارتباطات دختر و پسر در مقابل والدين و ... يا دختر و پسر خردسال در مقابل هم نيست، بلكه اولا در بحث ارتباط دختر و پسر، جوهره و گلوگاه بحث به هويت جنسي و حوزه افتراقات دختر و پسر باز مي گردد و نه هويت انساني و اشتراكات. ثانيا آنچه در روابط دختر و پسر مسئله ساز و بحران‌آفرين است، روابط آنها حين و پس از بلوغ و عصر مجردي و قبل از تاهل و ازدواج است. (نوجواني و جواني)
2-5) تقسيم هويت به انساني و جنسي اعتباري است. اگرچه نگارنده معتقد است در حيطه هويت انساني تعامل و ترابط، بلامانع است اما رعايت حدود و قيودي براي اينكه اين ارتباطات از آفتها و آسيبها مصون بماند، ضرورت دارد.
ب) علل و دلايل روابط دختر و پسر
هر پديده از سه منظر قابل توجه و بررسي است؛ مقام توصيف، مقام تعليل و مقام تجويز و توصيه. رابطه دختر و پسر نيز از هر سه منظر يادشده قابل بررسي و مطالعه است. در مقام توصيف ميتوان از وضعيت موجود روابط دختر و پسر توصيفات فراوان ارائه داد، كه اين روابط گاه حتي به صورت نامطلوب وجود دارد.
در مقام تعليل بايد چرايي ارتباط دختر و پسرمورد مداقه قرار گيرد. تا بر اساس آن ببينيم كه در مقام تجويز چه بايد كرد. در اين قسمت عوامل موثر بر ارتباط دختر و پسر تعليل مي گردد.مجموعا عواملي كه به عنوان «متغير مستقل» مي توانند بر مسئله ارتباط دختر و پسر به عنوان «متغير وابسطه» تاثير بگذارند به دو دسته «علت» و «دليل» قابل تقسيم اند:
1) علل روابط دختر و پسر
روابط دختر و پسر، در همه موارد متكي به علاقيت و گزينش و به عنوان گزينه مطلوب نيست ، بلكه در بسياري از موارد علل ديگري باعث ارتباط دختران و پسران مي باشد. مثلا اگر د ر خانواده و يا دانشگاه و ... با محدوديت جدي مواجه باشد ، ممكن است از خانه بگريزد و به هر بزه و جرم تن در دهد و به روابط ناسالم در باندها كشانده شوند. اين گونه ارتباطات بيش از آنكه دليل داشته باشند، علت دارند.
از جمله نيازهاي آدمي نياز تعلق و محبت است اگر دختر و پسر دانشجويي با حضور در تشكل هاي دانشجويي ديگران او را نپذيرند و دوست نداشته باشند و اين نياز پاسخ مناسب نيابد (خلا عاطفي را هم به اين مورد اضافه كنيم ) ممكن است به جنس مخالف پناه ببرد و از اين طريق حتي اگر ناصواب باشد پاسخ بگيرد. اينجاست كه اين ارتباط روابط دختر و پسر بيشتر علت دارد تا دليل ، و اينجاست كه در آسيب شناسي روابط دختر و پسر حتما بايد به اين نكته كه اين ارتباطات از كجا منشا گرفته و خاستگاه آن كجاست و در صورتي كه به عللي (مثلا خلاء محبت در خانواده، به رسميت شناخته نشدن در خانواده، اذيت شدن در كنكور، فقر اقتصادي، سخت گيري پدر و مادر، عقده هاي رواني ايجاد شده در مدارس، خلاء ارايه الگوي مناسب، كم كاري مشاوران تربيتي و روان شناختي آموزش و پرورش و وزارت علوم، برخوردهاي متحجرانه و ناپخته نيروهاي مذهبي و ...) دختران به پسران و پسران به ارتباط با دختران پناه مي آورند آن علل ريشه يابي شده و رفع شود. در غير اين صورت، تا علت هست معلول نيز وجود خواهد داشت.



2) دلايل روابط دختر و پسر
دلايلي همچون تحصيل و دادو ستد هاي علمي ، نياز به طرح پرسش و پاسخ ، كمك گرفتن جزوات و منابع درسي ، جهات شغلي و فعاليت هاي مادي ، همكار شدن دختر و پسر و ... باعث مي شود كه نتوان به طور كلي به عدم ارتباط كاري و سازماني يا تحصيل زن و مرد و دختر و پسر حكم داد. البته اين مدعا به معناي وجود هر گونه ارتباط لجام گسيخته در محل تحصيل ، دانشگاه و محيط كار نيست. ارتباط دختر و پسر در همه حوزه هاو مصاديقي كه به هويت انساني بر مي گردد ، در جهان امروز يك ضرورت است و در دفاع از آن مي توان اقامه دليل نمود. ارتباطي كه با آفت زدايي و آسيب شناسي لازم ، حدود و ثغور آن از كارتحصيلي ، به صورت قانوني و حقوق ، مدون و مضبوط شود.
اما حداقل دليل در ارتباط دختر و پسر و ضرورت آن ، رسيدن به نهاد خانواده از مجراي ازدواج است و اين ارتباط البته مربوط به حوزه هاي هويت جنسي است. پس براي آسيب شناسي اين روابط در حيطه هاي هويت جنسي، چند نكته قابل توجه اند:
اول: ارتباط دختر و پسر براي ازدواج، در صورتي كه شرايط ازدواج فراهم نباشد، از سويي باعث هدر رفتن انرژي دو فرد و مانع تحقق آرمان هاي بلند يك جوان مي شود و از سوي ديگر مساله ساز بوده و ممكن است پس از پاسخ منفي يك طرف براي ازدواج، طرف ديگر دچار بحران روحي و فكري شود.
دوم: گر چه ازدواج امري لازم و ضروري است، اما به طي شدن مراحل عادي، شفاف و روشن ( نه ارتباطات مخفيانه و پنهاني) نياز دارد، در غير اين صورت گاهي دختر و پسر فقط در دامي كه از سوي ديگري پهن گرديده مي افتد. و ارتباط با جنس مخالف، جز استرس و نگراني و خطر، چيزي براي او در پي ندارد.
سوم : ارتباط دختر و پسر حتي در حوزه هاي جنسي، ضرورت و لازم است و حداقل توجيه آن بقاي نسل است، اما نكته اساسي آن است كه ارتباط و تلذذ جسمي دو جنس مخالف از هم ، فقط به يك فرد و يك جنس مخالف منحصر مي گردد و نگارنده با مبناي عشق بين زوجين، ‌با تعدد زوجات مردان به صورت اصل و قاعده مخالف است ( رجوع شود به كتاب مساله زن، اسلام و فمينيسم، ص 184-9 ).
اگر شرايط ازدواج براي دختر و پسري فراهم نباشد ، ارتباط آنها در حيطه هاي جسمي، نگاه هاي مريض، حرف هاي نابجا و... باعث مي شود اينگونه افراد حتي پس از ازدواج نيز به اين عادات غلط و حركات نامعقول ادامه دهند، خود و ديگران را دچار خطر و بحران سازند.
چهارم : از جمله دلايل ارتباط دو جنس مخالف، وجود غريزه شهوت در آدميان است. اما از تفاوت هاي انسان از حيوانات آن است كه انسان علاوه بر غرايز، داراي عقل، اراده، انتخاب، ‌اختيار و... است و اين قابليت را دارد كه غرايزش را تعديل كند، كنترل نمايد و جهت دهد(1). پس گر چه در حيطه هويت جنسي نيز ارتباط دختر و پسر مطلقا نفي نمي گردد، ولي به ارتباط بسيار محدود و حساب شده مي رسيم كه بهترين مجراي آن در جامعه ما، نهاد خانواده است كه از مسير ازدواج ميسر مي گردد. البته براي چنين اقدامي، دليل نيز اقامه مي كنيم. چنين ارتباطي نياز بشري و غريزي و دروني است، شرط بقاي نسل است، از نيازهاي اساسي است و ...
ج) روابط دختر و پسر درمقام تجويز
در اين بخش و در مقام توصيه و تجويز، به اينجا مي‌رسيم كه رعايت چه نكاتي در موضوع ضرورت دارد و حياتي است تا از آسيبهاي احتمالي روابط دختر و پسر، مصون بمانيم. نكات عمده راهكارهاي جلوگيري از خطرات و آفات عبارتند از:
1- رعايت بهداشت، نظافت و توجه به آرايش‌ها و پيرايش‌ها، خصوصا براي نسل جوان در اصل مطلوب و لازم است. دختر و پسر به جاي اينكه خود را ارزان در معرض ديد ديگران قرار دهند، مي‌توانند با كسب توانايي‌هاي علمي، عقلي، روحي، قلبي و با ارائه آثار هنري، مقالات علمي، پيشرفت تحصيلي، تواناييهاي رزمي و ... خود را مطرح نموده و با استحكام در جامعه ظاهر شوند. از راهكارهاي آفت‌زدايي در تعامل بين دختر و پسر، توجه به نوع پوشش و آرايش و شيوه رفتار و مواجهه با ديگران است و سعي و تلاش بر اينكه خودشان را از طريق صحيح ثابت كنند و روابط سالم دو جنس را با حركات غلط تخريب نكنند.
2- در ارتباطات سالم بين دختر و پسر كه عمدتا مربوط به حيطه‌هاي هويت انساني است، ضرورتي به ارتباط پنهاني و تنهايي نيست و براي پرهيز از آسيب‌ها، مناسب است كه تعامل علمي، شغلي و ضروري دختر و پسر در انظار جمع و محافل عمومي باشد. حتي ارتباطات در حوزه هويت جنسي كه مقدمات ازدواج و زندگي مشترك باشد نيز بايد با اطلاع خانواده‌ها و به صورت مشروع، صحيح و قانوني تعقيب شود.
3- از آنجا كه در فرهنگ ايراني و در جامعه ما، دختر آسيب‌پذيرتر از پسر است، لذا عقل اقتضا مي‌كند كه دختران احتياط‌ها و دقتهاي بيشتري را در تعامل با مردان و جنس مخالف حتي در حوزه‌هاي هويت انساني داشته باشند. از سوي ديگر اگر دختران در امور تخصصي، فني، علمي و ... جنس خودشان را ترجيح دهند (مثلا در صورت وجود پزشك زن، به پزشك مرد مراجعه نكنند) به صورت عميقي به تثبيت هويت جنسي زنان و تقويت حضور زنان در عرصه‌هاي مختلف كمك كرده‌اند.
4- در مواردي كه ارتباط لازم و ضروري است، بايد دختر و پسر از شرم افراطي، هيجان‌زدگي، پرخاشگري و افراط در معاشرت بپرهيزند و با شناخت واقعي از جنس مخالف و نيز با كنترل خونسردي و صلابت شخصيت، برخورد مبتني بر احترام و اخلاق را با مراعات حدود شرعي از خود بروز دهند. البته كسب اين توانايي و بلوغ در معاشرت، با تذكر، آموزش و تمرين اين قابليت، روزافزون مي شود.
5- اگر روابط دختر و پسر مي‌تواند مطلوب يا نامطلوب باشد، در مقابل مشاهده روابط نامطلوب در ترابط دختر و پسر، سكوت، انفعال، بي‌تفاوتي و يا همراهي، خطرناك و حتي فاجعه‌انگيز است. حال آنكه بايد فعال و حساس بود و براي حفظ خود و سلامت روحي خويش، در مقابل روابط ناصحيح دو جنس از مجاري صحيح، عكس‌العمل مناسب نشان دهيم. چه بسا فردي با تذكري به راه صواب بازگردد.
6- دوستي‌هاي عميق بين دختر و پسر كه به عشق منتهي و به ازدواج ختم مي‌شوند، نمي‌توانند محصول روابط خياباني و دوستي‌هاي اتوبوسي و دفعي بين دختر و پسر باشد. زيرا براي ازدواج و زندگي مشترك، شناختهاي عميق لازم است كه با اين دوستي‌هاي ناصحيح بدست نمي‌آيد. از اين رو از اينگونه روابط به شدت بايد پرهيز كرد.
7- دختران و پسران جوان كه مي‌خواهند آگاهانه آينده زندگي خود را رقم بزنند و از سويي مي‌خواهند منزوي و غيرفعال و غيراجتماعي نباشند، از هر گونه دام و خطر و آسيب بپرهيزند، چرا كه بي‌دقتي در ارتباط با جنس مخالف ممكن است به تحصيل، موقعيت شغلي، آبروي فرد، موقعيت اجتماعي و خانوادگي و ... آسيب وارد كند. از اين رو بهتر است مجموعه ارتباطات دختران و پسران با ديگران، سطح‌بندي و دسته‌بندي شود كه در يك تقسيم «ثنايي» به دو سطح قابل تقليل است؛
اول، ارتباط با بستگان كه خود دو سطح دارد:
الف) ارتباط با محارم (پدر، مادر، خواهر، برادر، عمو، دايي، خاله، عمه و...)
ب) ارتباط با غيرمحارم (پسردايي‌ها، پسرعموها، پسرخاله‌ها و ... و دختردايي‌ها، دخترعموها، دخترخاله‌ها و...)
دوم، ارتباط با غيربستگان از جنس مخالف كه خود حداقل دو سطح دارد:
الف) روابط ضروري (مثل روابط شغلي، اداري، تحصيلي و...)
ب) روابط غيرضروري (مثل روابط دختران و پسران در كوچه، محله، پارك، سينما و ...)
نكته مهم آن است كه در تعيين حدود و شيوه تعامل بين دختر و پسر، بايد به هر چهار سطح توجه داشته باشم تا روابط صحيح از ناصحيح شناخته شوند. شايد بتوان ادعا نمود كه بخشي از روابط ناصواب دختر و پسر در جامعه ما، به فقدان اطلاعات صحيح نسل جوان از ميزان مجاز بودن يا نبودن، سطوح مختلف افرادي كه درمقابل او هستند،‌عدم ارائه آموزش براي مواجهه با جن


تاریخ انتشار : جمعه 6 آبان1390 |
نوشته شده توسط : یاسین امیریان


دخترها: بعضي از اونا واقاً مي خونند حالا چي مي خونند خدا ميدونه ولي واسه اينكه تابستون راحت باشن و به بهانه كلاس سنتور , نقاشي , و با دوست پسر عزيزش برن عشق صفا به دليل مسايل غير اخلاقي ادامشو نمي نويسم وقتي ميرن سر كتاب تا يكي دو ساعت ديگه كلشونو از كتاب بر نمي دارند . عادت دارند زير مطالب كتاب خط بكشند كه بعدا بخونند بعضي هاشون هم كه مثلا درس مي خونند كتاب جلوشونه چشمشون هم روي كتابه ولي حواسشون يه جاي ديگست ...( پيشه همون پسره كه با هم رفتن ددر) يه عده اي هم هستند كه به بهونه اينكه مشكل دارن زنگ ميزنند خونه دوستشونو دوستشون هم از خدا خواسته حدود يك ساعت و اندي به طوري كه اشك و دود تلفن در مياد براي هم قصه بي بي چساره تعريف مي كنند يه سري هم به دليل اينكه دوست پسر نداران و انگيزه اي براي دودر كردن كلاسا ندارن مجبورن خر بزنن تا برن دانشگاه (اخه شنيدن تو دانشگاه دوست پسر فراوونه)نكته(دليل اينكه پسرا نميرن دانشگاه همين دختراس(البته از نوع سيريشش

و اما پسر ها: يا درس نمي خونند يا وقتي مي خواند بخونند بايد حسش بياد. وقتي حسش مياد كه شب امتحانه ... يه كم كه درس خوندند يه موردي پيش مياد و بهش خيره مي شوند و به يه چيزي فكر مي كنند بعد انگار كه درس خوندند بلند ميشند ميرن استراحت مي كنند بعد از يك ساعت استراحت دوباره ميرند ميشينند فكر مي كنند . وقتي فكرشون تموم شد كتاب را ورق ميزنند يه كم براندازش ميكنند وزنش مي كنند استخاره مي كنند براي خودشون تقسيمش مي كنند ميگند تا ساعت فلان اينقدر مي خونم تا ساعت فلان اينقدر بعد ميرن استراحت كنند . حين استراحت حسشون تموم ميشه حال ندارند برند بخونند ولي چون مي دونند فردا امتحان دارند پا ميشند ميرند سر كتابشون. همينجور كه مي خونند هيچي حاليشون نيست چون جاي ديگه فكر مي كنند(لازم به ذكر است كه هيچ وقت در هيچ موقعيتي فكر نمي كنند فقط موقع درس خوندن فكرشون مي بعد از نيم ساعت دوباره ميرن استراحت، بعد سه ربع استراحت مي بينند خيلي دير شده .دوباره ميرنند درس بخونند اين بار مي خونند يه چيزايي هم ياد ميگيرند ولي چيزايي كه ياد نمي گيرند را ميذارند كه فردا از دوستاش بپرسند يه كم به معلمشون فحش ميدند مي گند اينارو درس نداده خلاصه آخرش نميرسند كتاب را تموم كنند فردا ميرند ميبينند كه دوستاشون يه چيزايي مي گند كه تا حالا به گوششون نخورده بعد اعصابشون خر ميشه اونايي هم كه خونده بودند يادشون ميره به همين سادگي


تاریخ انتشار : جمعه 6 آبان1390 |
نوشته شده توسط : یاسین امیریان

1- جن جانوريست داراي شعور و فيزيکي غير ارگانيک که از لحاظ شان وجودي از ديد اديان پايينتر از انسان و بالاتر از حيوان جاي مي گيرد در فرهنگ فارسي به آن ديو و در فرهنگ عرب به آن جن و در فرهنگ لاتين demon ياjinn نام گرفته است. جن به معناي چيزي است که پوشيده شده و منظور پوشيده ماندن او از حواس ماست

?- خصوصيات فيزيکي جن از ديد انسان اعجاب آور است عنصر اصلي وجودي جن آتش است وبه علت نداشتن عنصر خاک در وجودش مانند بارباپاپا مي تواند به هر شکل و اندازه اي تبديل شود و بسياري از چيزها را در يک آن جا به جا کند همچنين سرعت نقل مکان بسيار بالايي دارد مي تواند مثلا ظرف 5 دقيقه فاصله بين لاهور و تهران را طي کرده و برگرد



3- جن ابزار ساز نيست وبه علت خصوصيات فيزيکي منحصر بفرد قادر است در هر مکان و شرايطي زندگي کند وبراي همين به خانه و مسکن نيازي ندارد زيرا سرما و گرما و باد و بوران بر او کارگر نيست جن به وسايل حمل و نقل بي نياز است و از اينجا مي توان فهميد که جن ها داراي صنعت و تکنولوژي نيستند و شهر و کاشانه اي ندارند مکان معمول زندگي آنها کوه وجنگل و دشت است


?- جن مانند همه جانداران غذا مصرف مي کنداما به مقداري بسيار کمتر از انسان.

?-جن ها مثل انسان جنسيت ونر يا ماده دارندتوليد مثل مي کنند و تشکيل خانواده مي دهند و به صورت جماعت زندگي مي کنند و جامعه ندارند

?- جن نسبت به انسان زياد عمر مي کند حدود 1000 سال به بالا .جن هايي که در سوره ي جن از آنها نام برده شده که وقتي اولين بار آيات قرآن را شنيدند از شدت ازدحام داشتند بر سر هم خراب مي شدند احتمالا هنوز زنده اند جن ها مانند انسان داناونادان .فرمانده و فرمانبردار ارباب و بنده کافر و متدين شفيق و شرور دارند.وقتي که مردند از بين ميروند و نيازي به قبر و گورستان ندارند


?- جن داراي عقل است اما نه عقل ابزار ساز و عقل فلسفي و خلاقيت هنري .عقل جن به معناي قوه ي ارزيابي امور روزمره يا همان عقل معاش و قوه تشخيص است به اضافه هوشي سرشار اعم از قدرت خواندن فکر و جستجو و يافتن گذشته و آينده


?- جن ها مانند انسان نامگذاري مي شوند و داراي اسم و رسم و شهرت هستند داراي زبان خاص و قوه تکلم هستند و قادر به فهم زبان آدميان

?- معروف ترين جن ابليس يا همان شيطان نام دارد که وصف حال او را شنيده ايد که چون بسيار در قرب به حق کوشيد به جايگاه فرشته هاي مقرب رسيداما چون حاضر به سجده بر انسان يعني شريک قرار دادن بر خدا نشد از درگاه رانده شد

??- طبيعت بين جن و انسان فاصله گذارده است اين پرده عبارت است از شان وجودي آنها و هراس طبيعي هر دو از هم .جن طبيعتا انسان را مي بيند اما انسان جز در شرايط خاص قادر به رويت جن نيست


??- جن در شرايطي قادر به تسخير انسان و انسان در شرايطي قادر به تسخير جن است انسان مسخر شده را مجنون يا ديوانه يا ديو زده و جن تسخير شده را موکل مي نامند گويند خود جنيان بر سه قسمند ديو.جن وپري که از لحاظ مکاني مادون فرشته هستند


??- جن مي تواند در مواردي تربيت شده به انسان خدمت کند چنين سنتي در ميان جنگيران ايران و پاکستان وهند وجود دارد اما به طور کل نه بودا نه دالاي لاما نه اوليا الله و نه عرفا و نه پيامبران هيچکدام به مدد خواستن از موجوداتي که مثل انسان خطا و اشتباه و گناه مي کنند توصيه نکرده اند اما همگي وجود آنها را تاييد کرده اند


??- جنيان مانند امواج راديويي و ماهواره اي با ما هستند ظاهر نمي شوند اما حاضرمي شوند و بعضي از انها درخانه ها و بدن شخصيت هاي ضعيف رفت و آمد مي کنند يکي از راه هاي دور کردن جنهاي مزاحم خواندن و آويختن 4 آيه از قران است که با قل شروع مي شوند و بسياري ادعيه که درکتب مختلف وجود دارند.اماراه دورکردن انسان شرورچيست!؟


??- جن ها بعضي از ما را به شکل همزاد و غير همزاد دوست دارند و کمکمان مي کنند همينطور جواهرات و اشياي قيمتي ما ازجمله انگشترهايي با نگين سنگ (مخصوصا عقيق)را بسيار دوست دارند (ومخصوصا اگر بر آن آيات و اوراد حک شده باشند) اگر دوستمان داشته باشندو سخني باماداشته باشند بيشتربه خوابمان مي ايند و دلسوزي خود را اعلام مي کنند خيلي ازآنها خدمتگذار ارواح اوليا هستند و دست ماراگرفته اندو خيلي ها هم به کرداراکثرآدميان اهل شيطنت.بيشتر آنها بي ضررند و مثل ما گرفتار اين دنيا و درگير و دار تقدير خويشند


??- اما آنان که ماوراي طبيعت و موجوداتش را باور ندارند چند دسته اند :کساني که انچه که نمي بينند را باور ندارند اينها معمولا فقط آنتي تزقصه هاي جن وپري مادربزرگ ها هستند که حتي زحمت دانستن کوچک ترين اطلاعاتي جز نقد داستان گرمابه هاي تاريک وکوتوله هاي پاسمي و عروسي جن ها رابه خودشان نداده اند اين تيپ آدمها از 7 سالگي که مادر بزرگه داستان هاي جن وپري را براي ترساندن و خواب کردنشان تعريف مي کرده هنوز زير لحاف هستند.و يا اينکه هارد ديسک کوچکشان از مسئله پر شده و ديگر تاب و ياراي درک و پذيرش راز را ندارندمثل من چهارتا کتاب خوانده اند و تمام ماجرا را در همان چهارتا ديده اند.و گروهي که پوچ يا ابسورد هستند کساني که خويش را منکرند چه رسد به ماوراي خويش و گروه آخر کساني که جنها دستشان مي اندازند و در مجالس احضار ارواح در نقش يک روح برايشان شيرين کاري مي کنند تا فردا در مدح روح کتاب چاپ کنند و جايزه بگيرند


جن براي انسان از انسان خطرناک تر نيست همانطور که انسان براي کوسه از کوسه خطرناک تر است!(در تاريخ بشر حتي يک مورد مرگ انسان به دست جن گزارش نشده در حالي که فقط در دوره حکومت استالين 35 ميليون روس به قتل رسيدند آمار کشتار جنگ هاي مذهبي صليبي و جنگ هاي جهاني و قومي و قبيله اي پيش کش) در حقيقت هيچ چيز هراس ناک تر و هوس ناک تر انسان نيست که به قول توماس هابز انسان گرگ انسان است


??- در کل و بدون در نظر گرفتن موارد خاص انها به ما کاري ندارند ماهم به آنها کاري نداريم ازدود و دم و سر و صداهاي شهر و بوي فاضلاب و توالت فراريند مثل ما کارما و مکافات دارند و دست آخر اينکه به عقيده من با تمام اين اوصاف تفاوت اساسي با ما ندارند زيرا که : آنها هم رنج مي کشند


تاریخ انتشار : جمعه 6 آبان1390 |
نوشته شده توسط : یاسین امیریان

در روز های  آینده منتظر مطالب جدید باشید


تاریخ انتشار : سه شنبه 19 مهر1390 |
نوشته شده توسط : یاسین امیریان
سلام من آمدم دوباره زنده شدم چون ....................................


تاریخ انتشار : سه شنبه 19 مهر1390 |
نوشته شده توسط : یاسین امیریان
بخشش؛ رمز آرامش

بخشش، معجزه‌اي است كه معدودي از ما قادريم آن را تجربه كنيم. ظاهرا هيچ كس با استعداد ذاتي براي بخشيدن به دنيا نمي‌آيد و هرگز نمي‌توان فشاري را كه بخشيدن بر شانه يك انسان عادي مي‌گذارد، دست كم گرفت. وقتي احساس مي‌كنيم كسي عميقا آزارمان داده است به اين مرحله دشوار مي‌رسيم كه آيا بايد بگذاريم اين رنج روي دلمان سنگيني كند و همه شادماني‌مان را با خود ببرد يا بايد از معجزه بخشش براي درمان زخم‌هايي كه استحقاق آنها را نداشته‌ايم، استفاده كنيم؟ همه ما بايد از خراش‌هايي كه برمي‌داريم، اين هنر را ياد بگيريم و يادگيري ما هم تقريبا هميشه خلاف خوي و خصلت ماست.

  • بخشش، معجزه‌اي است كه معدودي از ما قادريم آن را تجربه كنيم. ظاهرا هيچ كس با استعداد ذاتي براي بخشيدن به دنيا نمي‌آيد و هرگز نمي‌توان فشاري را كه بخشيدن بر شانه يك انسان عادي مي‌گذارد، دست كم گرفت. وقتي احساس مي‌كنيم كسي عميقا آزارمان داده است به اين مرحله دشوار مي‌رسيم كه آيا بايد بگذاريم اين رنج روي دلمان سنگيني كند و همه شادماني‌مان را با خود ببرد يا بايد از معجزه بخشش براي درمان زخم‌هايي كه استحقاق آنها را نداشته‌ايم، استفاده كنيم؟ همه ما بايد از خراش‌هايي كه برمي‌داريم، اين هنر را ياد بگيريم و يادگيري ما هم تقريبا هميشه خلاف خوي و خصلت ماست.
    تا وقتي لازم است كس ديگري ببخشد، سخنراني‌هاي طولاني ايراد مي‌كنيم، ولي در ميان ما كم هستند آدم‌هايي كه وقتي ظالمانه از سوي كس ديگري آزار مي‌بينند، دل و جرات بخشيدن را داشته باشند. با وجود اين، گاه مردم عادي و نه قديسين، واقعا ديگران را مي‌بخشند و خود را از چنگ رنج و اندوه وحشتناك خلاص مي‌كنند.
    زندگي ما پر است از آدم‌هايي كه احساسات ما را به شيوه‌هاي مختلف جريحه‌دار مي‌كنند، ولي اين چيزها را نمي‌شود صدمه جدي تلقي كرد. ما از دردهاي غيرقابل اجتناب رنج مي‌بريم، چرا كه انسان‌هاي آسيب‌پذيري هستيم كه در دنياي ديوانه‌اي زندگي مي‌كنيم. ما تا حد زيادي از رنج‌هاي سطحي و پيش پا افتاده‌اي كه واقعا نيازي نيست به خاطرشان كسي را ببخشيم، آزار مي‌بينيم. ازجمله هتك حرمت‌هايي كه ناچاريم به خاطر محروميت از برخي توانايي‌ها تحمل كنيم. بيشتر ما موقعي مي‌رنجيم كه متوجه مي‌شويم ارتباط انساني مهمي كه گمان مي‌كرديم براي هميشه دوام خواهد آورد، موقتي بوده است. اين كه انسان احساس كند كنار گذاشته شده است، غالبا غم‌انگيز است. بعضي از روابط دوستانه بايد قطع شوند و بعضي روابط عاشقانه نيز لازم است تمام شوند و رها شدن و پشت سر گذاشته شدن، معمولا اسباب رنجش افراد مي‌شود. بعضي از ما عادت داريم انكار كنيم. اين درد گاه به قدري آزاردهنده است كه اصلا نمي‌خواهيم آن را بشناسيم. گاهي اوقات حتي اين درد، ما را مي‌ترساند. براي نمونه كساني كه پدر و مادرهايشان آنها را آزار داده و با آنها رفتار غيرقابل تحملي داشته‌اند، غالبا مي‌ترسند اين نكته را بپذيرند كه از‌ آنها متنفرند، بنابراين از هزاران وسيله استفاده مي‌كنند تا درد خود را انكار كنند. هر كس در زندگي‌اش گهگاه مورد ظلم قرار مي‌گيرد كه شايد در هيچ يك از اين موارد، كسي كه آزار مي‌دهد قصد ندارد ظلم كند، ولي قرباني هر بار آن را مانند ظلمي تجربه مي‌كند. به عنوان مثال، بعضي‌ها قصد آزار ديگري را دارند و مي‌خواهند به هر شكل ممكن به او صدمه بزنند، ولي چيزي بيشتر از تلافي مدنظرشان نيست. اين افراد ديگران را مي‌آزارند، چون احساس مي‌كنند قرباني‌شان استحقاق آن را دارد. بعضي وقت‌ها هم آدم‌ها به خاطر اين آزارمان مي‌دهند كه نمي‌توانند خود را كنترل كنند. دسته ديگر نيز با ريختن سيلاب مشكلاتشان بر سرمان باعث رنجش ما مي‌شوند. آنها واقعا قصد ندارند ما را بيازارند. فقط اشكال اينجاست كه ما در زمان نامناسب و در جاي نامناسب قرار گرفته‌ايم. برخي كودكان نمونه‌هاي بارز اين آزارها هستند. كودكان گاهي اوقات بدبخت‌ترين قربانيان دردي هستند كه از نزاع بزرگ‌ترها بر سر آنها مي‌بارد. اگر فقط آدم‌هايي كه مقاصد بدي دارند بقيه را اذيت كنند، دنيا براي زندگي جاي بسيار امن‌تري مي‌شد؛ اما در اين ميان افرادي نيز هستند كه مقاصد خيرخواهانه‌اي دارند و كارهاي بدي انجام مي‌دهند. مادري كه كودك بي‌ادب خود را بشدت تنبيه مي‌كند تا به او درسي بدهد يا همسراني كه به يكديگر دروغ مي‌گويند تا از رنج دانستن حقايق، يكديگر را حفظ كنند، از اين دسته‌اند و اين همان بدترين لطمه‌هايي است كه از طرف آدم‌هايي مي‌خوريم كه بهترين نيت‌ها را دارند.
    اصولا رنجشي كه بحران بخشش را به وجود مي‌آورد 3 بعد اساسي دارد يعني هميشه شخصي، ظالمانه و عميق است. هنگامي كه انسان اين رنج سه بعدي را احساس مي‌كند، زخمي در دلش ايجاد مي‌شود كه فقط با بخشيدن كسي كه انسان را زخمي كرده است، درمان مي‌يابد. در بعد رنج شخصي، گاهي اوقات اين رنج از آنجا سرچشمه مي‌گيرد كه طبيعت به بعضي از افراد بدون آن كه تقصيري داشته باشند از لحظه تولد، سلامت، زيبايي و هوشي كمتر از آنچه به آن نياز دارند، مي‌دهد . در مرحله رنج ظالمانه، كسي ظالمانه آزارمان مي‌دهد، كسي كه به او اعتماد كرده و گمان كرده‌ايم با ما درست رفتار مي‌كند، رفتار غلطي نسبت به ما داشته‌ است. در اينجا درد هنگامي ظالمانه است كه ما استحقاقش را نداريم بي‌آن‌كه نيازي در بين بوده باشد شما را به سويي پرتاب كرده‌اند و هيچ فرقي هم نمي‌كند كه مقصود و منظور طرف مقابل چه بوده است. اغلب كساني كه تصميم مي‌گيرند ديگران را آزار بدهند، اعتقاد دارند كه كاملا عادلانه رفتار كرده‌اند. وقتي افراد به اين شكل آزار مي‌بينند، وارد بحران بخشش مي‌شوند و تا وقتي تاثير ظالمانه بودن صدمه‌اي كه خورده است در ذهن وجود دارد، امكان ندارد با كسي كه ما را آزار داده است به صورت دوستانه ارتباط برقرار كنيم. سومين بعد رنج كه لازم است آن را ببخشيم، رنج عميق است. رنجش‌هايي كه بايد آنها را ببخشيم، آنهايي هستند كه زخم‌هاي عميقي ايجاد كرده‌اند. بيشتر ما با پيوندهاي شخصي وفادارانه به جمع‌هاي انساني بسياري متصل هستيم. در ميان آن جمع نيز با پيوندهاي ديگري با يكديگر ارتباط داريم و قول داده‌ايم كنار هم بمانيم. بيشتر اين قول‌ها در سكوت داده مي‌شوند و در اعمال ما متجلي مي‌شوند.
    مادري در سكوت محض تعهد مي‌كند از نوزادش مراقبت كند. 2 دوست بي‌آن‌كه كلمه‌اي بر لب بياورند، اين قول را به هم داده‌اند. در هر دو حالت، قولي كه آزادانه به يكديگر داده‌ايم و تعهد كرده‌ايم كه مراقب هم باشيم، رشته‌اي نامرئي است كه ما را كنار هم نگاه مي‌دارد.
    انسان‌ها به هم اعتماد و روي قول يكديگر حساب مي‌كنند. كودك روي قول مادرش حساب مي‌كند و مطمئن است هر وقت به او نياز داشت، در دسترس خواهد بود. همسران روي قول يكديگر حساب مي‌كنند و در واقع هر جا كه انسان‌ها قول مي‌دهند با ما باشند و از ما مراقبت و حمايت كنند، ما با اعتماد به آنها پيوند مي‌خوريم؛ بنابراين وقتي پدري خانواده‌اش را بي‌سرپرست رها مي‌كند، بي‌وفاست، چون با كساني كه به او تعلق دارند طوري رفتار كرده است كه انگار غريبه‌اند يا كسي كه به همسرش خيانت مي‌كند.
    در اينجا طرف مقابل احساس مي‌كند به او هتك حرمت شده است، زيرا كسي كه فقط بايد به او تعلق داشته باشد با او طوري رفتار كرده كه انگار غريبه است. كسي كه عهد وفاداري را مي‌شكند، به رابطه‌اي كه بر اساس قول و اعتماد پايه‌گذاري شده است، بي‌حرمتي مي‌كند و ما ديگر نمي‌توانيم مثل هميشه به چنين رابطه‌اي ادامه دهيم مگر اين كه آن اشتباه جبران شود.

    اين رنجش عميق‌تر از آن است كه انسان طوري رفتار كند كه انگار هيچ اتفاق ناگواري روي نداده است. هيچ‌كس بي‌وفايي، خيانت و بي‌رحمي را كه از آسيب‌هاي ظالمانه عميق محسوب مي‌شود، نمي‌پذيرد و آن را توهين تلقي مي‌كند. در چنين وضعيتي يا ناچاريم از طرف مقابل جدا شويم و رنجش را با خود به همراه ببريم يا شخصي را كه به ما بي‌وفايي كرده است، ببخشيم.
    مراحل بخشش
    ما در 4 مرحله آدم‌ها را مي‌بخشيم. اگر بتوانيم از همه اين مراحل بگذريم، به نقطه عطف آشتي مي‌رسيم.
    - اولين مرحله رنجش است: وقتي كسي به قدري ظالمانه و عميق شما را مي‌رنجاند كه نمي‌توانيد فراموش كنيد، در واقع شما را به زور وارد اولين مرحله بحراني بخشيدن مي‌كند.
    بيشتر ما موقعي مي‌رنجيم كه متوجه مي‌شويم ارتباط انساني مهمي كه گمان مي‌كرديم براي هميشه دوام خواهد آورد موقتي بوده است
    - دومين مرحله نفرت است: شما نمي‌توانيد خاطره اين را كه چقدر رنجيده‌ايد را از ياد ببريد و نمي‌توانيد آرزو كنيد كه حال و روز دشمنتان خوب باشد و گاهي اوقات دلتان مي‌خواهد كسي كه شما را رنجانده است، درست به اندازه خود شما رنج ببرد.
    - سومين مرحله شفاست: در اين مرحله شما قادر خواهيد بود كسي كه شما را رنجانده است از ديدگاه جديدي ببينيد. شما جريان رنج را به سوي ديگري برمي‌گردانيد تا در واقع خودتان دوباره آزاد شويد.
    - چهارمين مرحله پيوند دوباره است: شما كسي را كه آزرده خاطرتان كرده است، بار ديگر به زندگي خود فرا مي‌خوانيد. اگر او صادقانه گام پيش بگذارد، هر دوي شما به سوي يك رابطه جديد و تسكين‌دهنده راهنمايي مي‌شويد.
    چرا بخشش؟
    بخشش روشي خلاق براي ضعيف بودن و در نتيجه با انساني‌ترين شيوه و روش براي قوي بودن است. در ذيل به نقاط قوت بخشش مي‌پردازيم.
    بخشيدن واقع بيني است. براي اين‌كه ما بتوانيم ببخشيم، بايد توان داشته باشيم كه به اشتباهات و شرارت‌هايي كه كسي نسبت به ما روا داشته است، صريح و جدي نگاه كنيم. در چنين مواردي نمي‌توانيم عذر و بهانه بياوريم، چيزي را توجيه يا از آن غفلت كنيم و بايد يادمان باشد كه فقط آدم‌هاي واقع‌بين مي‌توانند ببخشند. اولين دليلي كه آدم‌ها نمي‌توانند همديگر را ببخشند اين است كه از واقعيت مي‌ترسند. پدر و مادرها فرصت را براي بخشيدن فرزندانشان از دست مي‌دهند چون مي‌ترسند با واقعيت روبه‌رو شوند و چشم‌هايشان را بر‌‌روي واقعيت مي‌بندند و از بحران بخشش دوري مي‌كنند. مسلما آدم‌ خودش را گول بزند، بسيار آسان‌تر از بخشش است، ولي اثري در شفاي انسان ندارد. بخشش با قدرت دور انداختن توهم و دست برداشتن از گول زدن خود شروع مي‌شود و سر و كارش با واقعيت است.
    بخشيدن يعني مواجهه: قدرت بخشش تقريبا موقعي واضح ديده مي‌شود كه از مواجهه زاده شود. ما نمي‌توانيم كسي را كامل ببخشيم مگر اين‌كه از جنبه‌هاي مختلف با او روبه‌رو شويم و بصراحت بگوييم: «تو به من بد كردي به خاطر همين از تو دلخورم..»
    بخشش يعني آزادي: هيچ‌كس نمي‌تواند شما را وادار كند كه ببخشيد. فقط آدمهاي آزاد مي‌توانند با كسي كه آنها را آزار داده است كنار بيايند و او را ببخشند. فقط يك انسان آزاد ميتواند با حصارهاي تسويه‌نشده زندگي كند. فقط يك انسان آزاد قادر است، رنجش و نفرت را شفا بدهد. وقتي كه شما كس ديگري را مي‌بخشيد، از آزادي‌اي كه احساس مي‌كنيد حيرت خواهيد كرد. شما در آزادي مي‌بخشيد و سپس به سوي آزادي بزرگ‌تري حركت مي‌كنيد. آزادي قدرت است و شما وقتي كسي را مي‌بخشيد، مي‌فهميد اين قدرت را داريد. اگر شما واقعا خودتان را دوست داشته باشيد، به خودتان احترام مي‌گذاريد و دقيقا همين احترام به خود است كه شما را به مرحله بخشش ديگران مي‌رساند.
    به طور كلي هر قطع رابطه‌اي يك نفر ديگري را آزار مي‌دهد. آدم بد، عمل بدي انجام مي‌دهد و آدم خوب بابت آن زجر مي‌كشد؛ ولي در پيرامون چنين رنج آزاردهنده‌اي غالبا كلافي از آزارها و نفرت‌هايي وجود دارند كه تقريبا نمي‌شود گره آنها را از هم گشود. چنين باتلاق عاطفي ما را در خود فرو مي‌برد. وقتي 2 نفر از يكديگر آزار ديده‌اند و متقابلا از هم متنفر هستند، نمي‌توانيم از آنها انتظار داشته باشيم به آساني دست از اين كار بردارند. پس مي‌توان گفت بخشش. زمان مي‌برد. زمان فراوان براي انجام اندكي بخشش. گاهي اوقات مدت‌ها با آن كلنجار مي‌رويد، به طوري كه لحظه‌اي كه سرانجام اين كار را انجام مي‌دهيد به يادتان نمي‌آيد. گاه چنان از مرحله بخشش آرام حركت مي‌كنيم كه نمي‌دانيم چه موقع آن را پشت سر گذاشته‌ايم.
    اگر شما بتوانيد خودتان را بهتر بشناسيد، به شما در عمل بخشش كمك زيادي مي‌شود. خودشناسي باعث مي‌شود عمل بخشيدن تبديل به معجزه كوچكي ‌شود. با اندكي وقت و اندكي بصيرت بيشتر شايد بتوانيم هم خودمان و هم كسي كه در حق ما ظلم كرده است را بهتر ببينيم. آن وقت حس مي‌كنيم طرف مقابل ما غولي كه بايد او را ببخشيم به نظر نمي‌رسد، بلكه برعكس موجودي ضعيف و محتاج است. همين كه شما بخششي را شروع مي‌كنيد، حس نفرت و كينه را از دست مي‌دهيد وقتي بخشش آغاز مي‌شود، آزادسازي شروع به فعاليت مي‌كند و نفرت رو به خاموشي مي‌رود. در چنين شرايطي آرزو مي‌كنيم كسي كه ما را آزار داده است بد نبيند و به جنبه انساني وجود او فكر مي‌كنيم.
    پس بكوشيد نفرت خود را بيان كنيد. مي‌توانيد آن را محرمانه نزد خداوند اعتراف كنيد. در اين صورت مي‌توانيد بگذاريد خداوند كساني را كه شما نمي‌توانيد به خاطر نفرتتان با آنها كنار بياييد، اداره كند. چيزي كه شما به آن احتياج داريد شفا يافتن از عفونت نفرتي است كه آنها در زندگي شما ايجاد كرده‌اند.
    سرانجام شما حتي مي‌توانيد براي كسي كه شما را آزار داده است، دعا كنيد. لازم نيست عصبانيت خودتان را قورت بدهيد. فقط كافي است نفرت را كنار بگذاريد، به خاطر خودتان اين كار را بكنيد، چرا كه نفرت يك جور بدبختي است كه بايد شفا داده شود و خشم، انرژي‌اي است كه بايد هدايت شود.

  • تاریخ انتشار : سه شنبه 19 مهر1390 |
    نوشته شده توسط : یاسین امیریان

    پیامبر اکرم(ص):

     

    حج بهترین وسیله برای اقامه حقوق جمعی،اتحاد و اخوت می باشد


    تاریخ انتشار : سه شنبه 19 مهر1390 |
    نوشته شده توسط : یاسین امیریان
    هوش عاطفي، راهي به‌سوي تعالي عملكرد رهبري و مديريت

    در 1985، يك دانشجوي امريكايي مقطع دكترا، در رشته هنر، پايان­نامه­اي را به اتمام رساند كه در آن از عنوان هوش عاطفي1 استفاده كرد. به نظر مي­رسد اولين اصطلاح هوش عاطفي در محافل علمي و آكادميك به اين دانشجو بازمي­گردد (هينر، 2002). در 1990، دو تن از استادان دانشگاه­هاي امريكا به نام­هاي «جان مير» و «پيتر سالووي»2 براساس تحقيقات خود مقاله­اي در زمينه هوش عاطفي به چاپ رساندند. آنها براي اثبات هوش عاطفي به عنوان هوش حقيقي، درصدد انجام آزمون­هايي جامع و فراگير بودند. هدف آنها ايجاد آزموني بود تا توانمندي­هاي افراد در زمينه هيجانات و عواطف را به شكل علمي اندازه­گيري كند. تحقيقات نشان داد كه هوش ذهني و هوش عاطفي، 2 مقوله متفاوت بوده كه هر كدام مربوط به بخشي از فرايند ذهني هستند.

  • به دنبال مير و سالووي، دانيل گولمن3 از تحقيقات آنها و بنياد هوش مضاعف4 هاروارد گارنر، براي تحقيقات خود استفاده كرد. گولمن، از 7 نوع هوش گاردنر كه عبارتند از: زبان شناختي5 ، منطقي، موزيكال، جنبشي6 ، فضايي / بصري، درون فردي و هوش ميان فردي، از هوش درون فردي به مفهومي به نام «فرا حالتي» رسيد كه برطبق تعريف گولمن، به معني آگاهي از عواطف خود است. او با اين مفهوم، مدل ماير و سالووي را تعديل كرد. گلمن، هوش عاطفي را به 2 مولفه شايستگي­هاي فردي و اجتماعي تقسيم كرد كه به طور مختصر، به اقلامي همچون خودآگاهي، خود تنظيمي، خودانگيزشي و همدلي، يا آگاهي اجتماعي و مهارت­هاي اجتماعي تقسيم شده­اند.
    تعريف هوش عاطفيروان‌شناسان انواع هوش را به 3 گروه اصلي دسته‌بندي كرده‌اند:
    1. هوش انتزاعي7: به معناي توانايي ادراك و به كارگيري ماهرانه نمادهاي رياضي و كلامي.
    2. هوش عيني8: به معناي توانايي ادراك برخورد ماهرانه با موضوعات
    3. هوش اجتماعي9: به معناي توانايي ادراك ديگران (جانسون و ايندويك، 1999 ص 48)
    ريشه هوش عاطفي از مفهوم هوش اجتماعي نشأت مي‌گيرد كه اولين بار توسط «ثرانديك» تعريف شده است. مفهوم هوش عاطفي اصطلاح فراگير است كه مجموعه‌اي گسترده از مهارت‌ها و خصوصيات فردي را دربرمي‌گيرد. اين اصطلاح، معمولاً به مهارت‌هايي ميان فردي و درون فردي اطلاق مي‌شود كه فراتر از حوزه‌اي مشخص از دانش پيشين بهره هوشي (IQ) و مهارت فني يا حرفه‌اي هستند. مير و سالووي، هوش عاطفي را توانايي ارزيابي، بيان و تنظيم عاطفه خود و ديگران و استفاده كارامد از آن تعريف كرده‌اند (چان و ديگران، 2001).
    گولمن، در تعريف هوش عاطفي گفته است: مهارتي كه دارنده آن مي‌تواند از طريق خودآگاهي، روحيات خويش را كنترل كند، از طريق خود مديريتي آن را بهبود بخشد، از طريق همدلي تأثير آن را درك كند و از طريق مديريت روابط، به شيوه‌هايي رفتار كند كه روحيه خود و ديگران را بالا ببرد (گولمن، 2001).
    به‌طور خلاصه هوش عاطفي را مي‌توان قابليت استفاده از احساس و عواطف خود و ديگران در رفتار فردي و گروهي براي كسب حداكثر نتايج با حداكثر رضايت، تعريف كرد.
    ابعاد و معيارها و زيرمعيارهاي هوش عاطفيگولمن براي هوش عاطفي 2 بعد و براي آنها 5 معيار بيان كرد كه هر يك از معيارها نيز داراي زيرمعيارهايي هستند و عبارتند از:
    1. شايستگي‌هاي شخصي10: شامل چگونگي خودمديريتي فرد. اين بعد داراي 3 معيار خودآگاهي، خودتنظيمي و خودانگيزشي است.
    1-1. خودآگاهي: گولمن در تعريف اين معيار مي‌گويد: فرد بايد بصيرت داشته باشد و از حالات دروني، نقاط قوت و ضعف و منابع دروني خود آگاه باشد. اين معيار شامل 3 زيرمعيار است:
    1-1-1 . آگاهي عاطفي: به معني آگاهي و شناخت فرد نسبت به عواطف خود و تأثيرات آنها است.
    1-2-1 . خودارزيابي صحيح و دقيق11: به مفهوم آگاهي فرد از محدوديت‌ها و نقاط قوت خود است.
    1-3-1 . اعتماد به نفس: به معناي اطمينان از ارزش‌ها و ظرفيت‌هاي خود است.
    1-2 . خودتنظيمي12: مديريت عواطف يا خود تنظيميريال، دومين معيار و شامل مديريت حالات دروني، محرك‌هاي آني و منابع دروني شخص است. اين معيار شامل 5 زيرمعيار است:
    1-2-1. خودكنترلي: به معناي مديريت كردن عواطف و اميال مخرب است.
    1-2-2. قابليت اعتماد: به معني حفظ معيارهاي درستي، صداقت و درستي است كه از اين طريق در افراد اطمينان ايجاد كند.
    1-2-3. وظيفه‌شناسي: به معناي مسئوليت‌پذير بودن در مقابل عملكرد شخصي است.
    1-2-4. سازگاري و انطباق‌پذيري13: به معناي توان اعمال تغييرات سريع، جابجايي اولويت‌ها و مديريت مستمر تقاضاهاي چندگانه.
    1-2-5. نوآوري: به معني دنبال كردن ايده‌هاي جديد از منابع متنوع و خلق ايده‌هاي جديد
    1-2-6. خودانگيزشي: سومين معيار گولمن و به معني كنترل تمايلات عاطفي است كه از طريق رسيدن به اهداف، آسان مي‌شود (گولمن 1995). اين معيار شامل 4 زير معيار است:
    1-3-1. هدايت موفقيت14: به معني تلاش براي بهبود يا دستيابي به استانداردهاي عالي در عملكرد.
    1-3-2. تعهد: به معني همسويي فرد با اهداف گروه يا سازمان به گونه‌اي كه با فداكاري و از خودگذشتگي براي تحقق اهداف سازماني عمل كند.
    1-3-3. پيشگامي15: به معني آمادگي براي استفاده از فرصت‌هاست. براساس اين زيرمعيار افراد به دنبال اهدافي فراتر از نيازها و انتظارات خود هستند.
    1-3-4. خوش‌بيني16: به معني پافشاري در پي‌گيري اهداف و كار كردن اميدوارانه به رغم موانع و مشكلات است.
    2. شايستگي‌هاي اجتماعي17: مبين ويژگي‌هايي است كه فرد براساس آنها روابط بين خود و ديگران را مديريت مي‌كند. اين بعد شامل 2 معيار يعني آگاهي اجتماعي و مهارت‌هاي اجتماعي است:
    2-1. آگاهي اجتماعي: به مفهوم آگاهي از احساسات، احتياجات و توجهات ديگران و علاقه‌مندي فعالانه به مسائل مورد علاقه ديگران است. اين معيار، شامل 4 زير معيار است:
    2-1-1. خدمت‌مدار18: به معني پيش‌بيني، تشخيص و تأمين نيازهاي مشتريان و همچنين شامل بررسي راه‌هاي افزايش وفاداري و رضايت مشتريان است.
    2-1-2. توسعه و بهبود ديگران: به مفهوم احساس نياز ديگران به منظور بهبود و تقويت توانايي‌هاي آنهاست.
    2-1-3. تنوع در نفوذ قدرت19: يعني ايجاد فرصت از طريق افراد مختلف. به بياني ديگر، از تفاوت‌هاي ديگران به عنوان فرصت استفاده كرده و محيطي ايجاد كنيم تا افراد بتوانند رشد و شكوفايي پيدا كنند.
    2-1-4. آگاهي سياسي: به مفهوم شناخت روابط كليدي قدرت در گروه و شناسايي نيروهاي تغييردهنده عقايد افراد و شبكه‌هاي اجتماعي مهم است.
    2-2. مهارت‌هاي اجتماعي20: به مفهوم مهارت‌هاي فرد در ايجاد رابطه‌هاي مؤثر ميان فردي است. اين معيار داراي 8 زيرمعيار است:
    2-2-1. تاكتيك‌هاي نفوذ: به معني به كارگيري تاكتيك‌هاي مؤثر براي متقاعد كردن افراد است.
    2-2-2. ارتباطات مؤثر: به مفهوم ارسال پيام‌هاي واضح و مطمئن براي مخاطبان، به گونه‌اي است كه درك و فهم متقابل ايجاد شود.
    2-2-3. رهبري: به معني روحيه بخشي و راهنمايي افراد و گروه‌ها به سوي عملكرد بهتر و هدايت و رهبري افراد از طريق الگو و نمونه‌ بودن براي آنهاست.
    2-2-4. مهارت‌هاي مديريت تغيير: افراد داراي اين مهارت، تغيير و حذف موانع را تشخيص مي‌دهند و طرفدار مشاركت دادن ديگران در فعاليت‌هاي خود هستند.
    2-2-5. مديريت تضاد: به معني مذاكره و حل اختلاف‌نظرها و تضادهاست. افراد داراي اين زير معيار، در پي راه‌حل‌هاي برد ـ برد بوده و تعارضات و تضادهاي بالقوه را شناسايي و به حل آن كمك كنند.
    2-2-6. ايجاد تعهد: به معني پرورش روابط مؤثر و شبكه‌هاي غيررسمي در سازمان و بررسي روابطي است كه داراي منافع دوطرفه‌اند.
    2-2-7. همكاري و ائتلاف: به مفهوم كار كردن با ديگران در زمينه اهداف مشترك است.
    2-2-8. شايستگي‌هاي تيمي: به مفهوم ايجاد هم‌افزايي گروهي براي پيگيري تحقق اهداف جمعي است.
    نقش هوش عاطفي در سازمان‌هابرخي از صاحب‌نظران بر اين باورند كه امروزه هوش عاطفي به سرعت مورد توجه شركت‌ها و سازمان‌ها قرار گرفته و اهميت آن از توانايي‌هاي شناختي و دانش‌هاي تكنيكي بيشتر شده است. زيرا مديران دريافته‌اند كه از اين طريق، پيوستگي دروني و تعادل شخصي و سازماني افزايش خواهد يافت. سازمان‌ها مجموعه‌اي از گروه‌ها هستند. تعاملات موفق‌آميز گروه‌ها، به انعطاف‌پذيري سازماني و انطباق‌پذيري و اعمال تغييرات در سازمان كمك مي‌كند. بنابراين سازمان‌ها براي ارتقاي اثربخشي سازمان، از مهارت‌هاي نرم21 مبتني بر عواطف استفاده مي‌كنند (بروكز، 2003). سازمان براي اينكه به توانمندي برسد، بايد يكسري از متغيرها را مورد توجه قرار دهد كه بعضي از آنها خارج از كنترل افراد هستند. با تجزيه و تحليل اين متغيرها نمي‌توان آينده سازمان را پيش‌بيني كرد. بنابراين، سازمان مي‌تواند از مهارت‌هاي عاطفي در اين زمينه كمك بگيرد تا برنامه‌هايي را براي توسعه كارمندان طرح‌ريزي كرده و عملكرد افراد و در نتيجه اثربخشي سازمان را بالا ببرد. هوش عاطفي با تأثير بر زمينه‌هايي همچون به‌كارگيري، حفظ و نگهداري كاركنان، توسعه و بهسازي افراد مستعد و نيز گزينش افراد براي احراز شغل و ارتقاي شغلي آنان و غيره، به اثربخشي سازمان كمك مي‌كند. «گارسو و ولف» در سال 2000 به معرفي فرايندي 3 مرحله‌اي پرداختند كه هوش عاطفي را با پيشرفت شغلي مرتبط مي‌سازد. اين 3 مرحله عبارتند از:
    مرحله اول، توصيف شغل: هنگام توصيف شغل، لازم است تمامي شرايط و الزامات شغلي، در قالب عبارات رفتاري و به شكل عيني بيان شوند. همچنين، ضرورت دارد مهارت‌هاي موردنظر براي احراز شغل نيز به صورتي دقيق و يك به يك، گفته و فهرست شود. به عنوان بخشي از تحقق اين مرحله، مشاوران بايد پژوهش‌هاي مربوط به شخصيت و عملكرد بخوبي مرور كنند.
    مرحله دوم، انتخاب ابزار مناسب براي ارزيابي: به كمك توصيف شغلي خصيصه مدار، مي‌توان ابزار مناسبي را اتخاذ كرد. ارزيابي بايد متمركز بر جنبه‌هايي باشد كه از طريق شيوه‌هاي گزينشي فعلي (چك ليست‌ها يا مصاحبه) شناسايي شده‌اند.
    مرحله سوم، ارزشيابي و معرفي افراد شايسته: اكثر ارزيابي‌كنندگان، در نهايت افرادي را براي احراز يك شغل مناسب دانسته، آنها را درجه‌بندي كرده و اسامي آنان را اعلام مي‌كنند. هنگام معرفي افراد با صلاحيت براي احراز شغل، لازم است راهبردهايي مؤثر از سوي ارزيابي‌كنندگان براي رشد فردي و افزايش شايستگي‌هاي حرفه‌اي كاركنان جديد، پيشنهد شود. در اينجا، هوش عاطفي عاملي مهم در گزينش افراد براي احراز شغل و ارتقاي آنان است، البته به شرطي كه بخشي از جريان و رويكردي فراگير باشد.
    علاوه بر اين‌ها، هوش عاطفي در كارايي سازمان نقش بسيار بسزايي دارد زيرا نتايج حاصل از پژوهش‌هاي انجام شده در زمينه هوش عاطفي و كارايي مديريت، نشان مي‌دهند كه بين معيارهاي هوش عاطفي، معيار «مهارت‌هاي اجتماعي» نقش بسزايي در بروز كارايي دارد. بنابراين، توصيه مي‌شود كه سازمان‌ها براي ارتقاي هوش عاطفي مديران خود، 6 روش پيشنهاد «ويزينگر»22 را مورد استفاده قرار دهند. اين روش‌ها، عبارتند از: رشد و توسعه خودآگاهي، مديريت عواطف و احساسات، ايجاد انگيزش در خود، توسعه مهارت‌هاي ارتباط مؤثر، توسعه مهارت‌هاي فردي، كمك به ديگران براي خود ياري. همچنين، تحقيقات نشان مي‌دهند كه مؤثرترين مديران كساني هستند كه توانايي شناخت احساسات كاركنان را درباره وضعيت كاري خود داشته و زماني كه آنان دچار ياس و نااميدي يا نارضايتي مي‌شوند، وضعيت آنها را بهبود مي‌دهند. به‌طور خلاصه، مديراني كه با هوش عاطفي مديران مديريت مي‌كنند، باعث مي‌شوند تا كاركنان آنها در سازمان باقي بمانند.
    هوش عاطفيبراساس گفته‌هاي فلدمن 1999 هوش عاطفي شامل مهارت‌هاي پايه‌اي و مهارت‌هاي دستوري است. مهارت‌هاي پايه‌اي شامل: خودآگاهي، خود كنترلي، درك درست ديگران و ارتباطات همراه با انعطاف‌پذيري است. مهارت‌هاي دستوري شامل: مسئوليت‌پذيري، توانايي توسعه انتخاب، پذيرش ديدگاه ديگران، جرئت داشتن و بيان و شرح تصميم است. تركيب مهارت‌هاي پايه‌اي و دستوري، به رهبري اثربخش مي‌انجامد زيرا اين مهارت‌ها نوعي آگاهي از ديگران و احتياجات آنها و توانايي پاسخگويي به نيازهاي ديگران به طور اثربخش در موقعيت‌هاي مختلف را نشان مي‌دهند. «پريست» در 1999 شايستگي‌هاي رهبري را بر سه نوع ذيل طبقه‌بندي كرد:
    1. مهارت‌هاي سخت: اغلب به مهارت‌هاي تكنيكي كه شامل مهارت‌هاي عملي، امنيتي و محيطي هستند.
    2. مهارت‌هاي نرم: اغلب به مهارت‌هاي ميان فردي بازمي‌گردد كه شامل مهارت‌هاي آموزشي و سازماني هستند.
    3. مهارت متا23: شامل مهارت‌هاي حل مسئله، تصميم‌گيري و قضاوت است.
    ملاحظه تئوري فلدمن در مورد هوش عاطفي و طبقه‌بندي سه‌گانه شايستگي‌هاي رهبري، نشان مي‌دهد كه هوش عاطفي مي‌تواند يكي از اجزاي مهم مهارت‌هاي متا در كمك به رهبري باشد تا رهبران، اثر بخش‌تر عمل كنند. در دهه 1990 تمركز تحقيقات انجام شده در زمينه مهارت‌هاي متا و ميان فردي، نظير مهارت‌هاي ارتباطات چس و پريست، 1990، قضاوت سكمنت، 1996، تي‌ترز، 1994) و توانايي‌هاي تصميم‌گيري (گالوي، 2003) بود. با توجه به اينكه مفهوم هوش عاطفي شامل مؤلفه‌هاي درون فردي و ميان فردي است، منطقي به نظر مي‌رسد كه انتظار داشته باشيم رابطه‌اي مثبت بين هوش عاطفي و رهبري وجود داشته باشد.
    «بس»24 در 1990 بيان كرد كه رهبران تحول‌گرا بايد واجد انواع هوش‌هاي چندگانه باشند كه از بين آنها، هوش اجتماعي و عاطفي از اهميت بسيار بالايي برخوردارند زيرا به رهبران امكان مي‌دهند تا آنچه را كه مي‌خواهند، به كارمندان القا كرده و براحتي با آنها ارتباط برقرار كنند. تحقيقات نشان مي‌دهند كه رهبران تحول‌گرا براي ارتقاي عملكرد سازمان خود بايد با پيروانشان رابطه‌اي بسيار نزديك برقرار كنند و اين مهم از طريق هوش عاطفي امكان‌پذير است. «اشفورس و هامفري»25 (1995) بيان كرده‌اند كه فراخواني، فرموله كردن و بسيج عواطف، كليدي مؤثر در زمينه توانايي مديران و رهبران براي تغيير دادن سازمان بوده و زنجيره‌هاي عاطفي در رفتارهاي رهبران تحول‌گرا، مي‌بايستي به طور ضمني وجود داشته باشد.
    اندازه‌گيري هوش عاطفيبا توجه به تحقيقات زيادي كه در دهه گذشته انجام شده است، ابزار متعددي براي اندازه‌گيري هوش عاطفي وجود دارد. همچنين، مقياس‌هايي كلي براي شخصيت در دسترس هستند كه خصائصي نظير احترام به نفس، تسلط اجتماعي، مهارت‌هاي اجتماعي (همدلي) و خودشكوفايي را اندازه‌گيري مي‌كنند (بارآن، 1997). «شات و ملوف»26 در كتاب «اندازه‌گيري هوش عاطفي و ساخت‌هاي مربوط» بيش از 60 ارزيابي را در مورد هوش عاطفي بيان كرده‌اند كه 3 مورد از آنها به عنوان ابزار سودمند براي تجارت شناخته شده و عبارتند از: 1. پرسشنامه‌ (هوش عاطفي)، 2. تست هوش عاطفي مايروسا لووي و كارسو، 3. پرسشنامه شايستگي عاطفي. پرسشنامه هوش عاطفي بدين منظور طراحي شده است كه ساخت‌هاي مربوط به هوش عاطفي را 48 هزار نفر در سراسر جهان، اندازه‌گيري كنند. بارآن، هوش عاطفي را به عنوان «نظم‌دهي مهارت‌هاي غيرشناختي» توصيف كرده و گفت كه هوش عاطفي مي‌تواند براي پيش‌بيني عرصه‌هاي موفق زندگي، مفيد باشد. پرسشنامه بارآن شامل 132 بخش است كه نمره‌اي كلي از هوش عاطفي و نيز نمره‌هايي براي 5 مقياس مركب و 15 زير مقياس، ارائه مي‌دهد.
    1. مقياس‌هاي درون فردي: شامل خود توجهي27، خودآگاهي عاطفي، جرئت، استقلال و خود شكوفايي.
    2. مقياس‌هاي ميان فردي: شامل همدلي، مسئوليت اجتماعي و روابط ميان فردي
    3. مقياس‌هاي انطباق‌پذيري: شامل انعطاف‌پذيري و حل مسئله.
    4. مقياس‌هاي مديريت استرس: شامل تحمل استرس و كنترل محرك
    5. مقياس‌هاي كلي رواني: شامل خوش‌بيني و شامادمي.
    البته در سال 2000 «گارسون و بيركن مير»28 براي اندازه‌گيري هوش عاطفي، 5 معيار اساسي را معرفي كردند كه عبارتند از:
    1. واكنش و پاسخ همدلانه: توانايي فهميدن عواطف ايجاد شده در ديگران
    2. تنظيم حالت: به معني توانايي كنترل حالات و محرك‌هاي از هم گسيخته
    3. مهارت‌هاي ميان فردي: به معني تبحر در مديريت روابط و ساختن شبكه‌هاي ارتباطاتي
    4. انگيزش دروني: به معني اشتياق زياد براي كار كردن
    5. خودآگاهي: يعني توانايي شخصي براي شناختن و فهميدن عواطف، حالات و محرك‌هاي خود و تأثير آنها بر

  • تاریخ انتشار : سه شنبه 12 مهر1390 |
    نوشته شده توسط : یاسین امیریان

    وقتي يک دختر حرفي نميزند
    ميليونها فکر در سرش مي گذرد


    وقتي يک دختربحث نميکند
    عميقا مشغول فکر کردن است


    وقتي يک دختربا چشماني پر از سوال به تو نگاه ميکند
    يعني نميداند تو تا چند وقت ديگر با او خواهي بود


    وقتي يک دختر بعد از چند لحظه در جواب احوالپرسي تو مي گويد:خوبم
    يعني اصلا حال خوبي ندارد


    وقتي يک دختر به تو خيره مي شود
    شگفت زده شده که به چه دليل دروغ مي گويي


    وقتي يک دختر سرش را روي سينه تو مي گذارد
    آرزو ميکند براي هميشه مال او باشي


    وقتي يک دختر هر روز به تو زنگ مي زند
    توجه تو را طلب مي کند


    وقتي يک دختر هر روز براي تو[اس ام اس ]مي فرستد
    يعني ميخواهد تو اقلا يک بار جوابش را بدهي


    وقتي يک دختر به تو مي گويد دوستت دارم
    يعني واقعا دوستت دارد


    وقتي يک دختر اعتراف مي کند که بدون تو نميتواند زندگي کند
    يعني تصميم گرفته که تو تمام آينده اش باشي


    وقتي يک دختر مي گويد دلش برايت تنگ شده
    هيچ کسي در دنيا بيشتر از او دلتنگ تو نيست




    *******



    وقتي يک پسر حرفي نمي زند
    حرفي براي گفتن ندارد


    وقتي يک پسر بحث نميکند
    حال وحوصله بحث کردن ندارد


    وقتي يک پسر با چشماني پر از سوال به تو نگاه مي کند
    يعني واقعا گيج شده است


    وقتي يک پسر پس از چند لحظه در جواب احوالپرسي تومي گويد: خوبم
    يعني واقعا حالش خوبه


    وقتي يک پسر به تو خيره مي شود
    دو حالت داره يا شگفت زده است يا عصباني


    وقتي يک پسر سرش را روي پات مي ذاره.
    آرزو مي کند براي هميشه مال او باشي


    وقتي يک پسر هر روز به تو زنگ مي زند
    او با تو مدت زيادي حرف مي زند که توجه ات را جلب کند


    وقتي يک پسر هرروز براي تو[اس ا م اس ]ميفرستد
    بدون که براي همه ''فوروارد'' کرده


    وقتي يک پسر به تو ميگويد دوستت دارم
    دفعه اولش نيست[آخرش هم نخواهد بود]


    وقتي يک پسر اعتراف مي کند که بدون تو نمي تواند زندگي کند
    تصميم شو گرفته که تورو اقلا واسه يه هفته داشته باشه
    [مترجم: دنبال يکي ديگه نره البته شايد........]


    تاریخ انتشار : جمعه 6 آبان1390 |
    نوشته شده توسط : یاسین امیریان

    آينده
    يـك زن تــا زمانيكه ازدواج نكرده نگران آينده است. يك مرد تا زمانيـكـه ازدواج نـــكرده هــــرگز نگران آينده نخواهد بود.



    موفقيت
    يــك مرد موفق كسي است كه بيشتر از آنچه هـمــسرش خرج ميكند درآمد داشته باشد. يك زن موفق كسي است كه بتواند چنين مردي را پيدا كند.



    ازدواج
    يك زن به اميد اينكه شوهرش تغيير كند با او ازدواج ميكند، ولي تغيير نميكند. يك مــرد به اين اميد با همسرش ازدواج ميكند كه تغيير نكند، ولي تغيير ميكند.



    روابط
    اول از همه، يك مرد يك رابطه را يك رابطه بحساب نمي آورد. وقتي رابطه اي تمام ميشود، زن شروع به گريه نموده و سفره دلش را براي دوستان دخترش ميگشايد و نيز شعري با عنوان ''همه مردها نادانند'' مي سرايد. سپس به ادامه زندگيش ميپردازد. مرد هنگام جدايي اندكي مشكلاتش بيشتر است. 6 ماه پس از جدايي ساعت 3 نيمه شب يك پنجشنبه، تلفن ميزند و ميگويد: ''فقط ميخواستم بدوني كه زندگيمو از بين بردي، هيچوت نمي بخشمت، ازت متنفرم، تو يه ديوانه اي، ولي ميخوام بدوني باز هم يه فرصتي برامون باقي مونده.

    '' نام اين كار تماس تلفني ''ازت متنفرم/عاشقتم'' است كه 99 درصد مردان حداقل يك بار آنرا انجام ميدهند. برخي كلاسهاي مشاوره اي مخصوص مردان براي رها شدن از اين نياز تشكيل ميشود كه معمولا تاثيري در بر ندارند.



    بلوغ
    زنان بسيار سريعتر از مردان بالغ ميشوند. اغلب دختران 17 ساله ميتوانند مانند يك انسان بالغ رفتار كنند. اغلب پسران 17 ساله هنوز در عالم كودكانه بسر برده و رفتارهاي ناپخته دارند. به همين دليل است كه اكثر دوستي هاي دوران دبيرستان به ندرت سرانجام پيدا ميكنند.



    فيلم كمدي
    فرض كنيد چند زن و مرد در اتاقي نشته اند و ناگهان سريال نقطه چين شروع مي شود. مردها فورا هيجان زده شده و شروع به خنده و همهمه ميكنند، و حتي ممكن است اداي بامشاد را نيز درآورند. زنان چشمانشان را برگردانده و با گله و شكايت منتظر تمام شدنش ميشوند.



    دست خط
    مردها زياد به دكوراسيون دست خطشان اهميت نميدهند. آنها از روش ''خرچنگ غورباقه'' استفاده ميكنند. زنان از قلم هاي خوشبو و رنگارنگ استفاده كرده و به ''ي'' ها و ''ن'' ها قوس زيبايي ميدهند. خواندن متني كه توسط يك زن نوشته شده، رنجي شاهانه است. حتي وقتي مي خواهد تركتان كند، در انتهاي يادداشت يك شكلك در انتها آن ميكشد.



    حمام
    يك مرد حداكثر 6 قلم جنس در حمام خود داد - مسواك، خمير دندان، خمير اصلاح، خود تراش، يك قالب صابون و يك حوله. در حمام متعلق به يك زن معمولي بطور متوسط 437 قلم جنس وجود دارد. يك مرد قادر نخواهد بود اغلب اين اقلام را شناسايي كند.



    خواروبار
    يك زن ليستي از جنسهاي مورد نيازش را تهيه نموده و براي خريدن آنها به فروشگاه ميرود. يك مرد آنقدر صبر ميكند تا محتويات يخچال ته بكشد و سيب زميني ها جوانه بزنند. آنگاه بسراغ خريد ميرود. او هر چيزي را كه خوب بنظر برسر مي خرد.



    بيرون رفتن
    وقتي مردي ميگويد كه براي بيرون رفتن حاظر است، يعني براي بيرون رفتن حاظر است. وقتي زني ميگويد كه براي بيرون رفتن حاظر است، يعني 4 ساعت بعد وقتي آرايشش تمام شد، آماده خواهد بود.



    گربه
    زنان عاشق گربه هستند. مردان ميگويند گربه ها را دوست دارند، اما در نبود زنان با لگد آنها را به بيرون پرتاب ميكنند.



    آينه
    مردها خودبين و مغرور هستند، آنها خودشان را در آينه چك ميكنند. زنان بامزه اند، آنها تصوير خود را در هر سطح صيقلي بازديد ميكنند -- آينه، قاشق، پنجره هاي فروشگاه، برشته كننده ها، سر طاس آقاي زلفيان...



    تلفن
    مردان تلفن را به عنوان يك وسيله ارتباطي براي ارسال پيامهاي كوتاه و ضروري به ديگران در نظر ميگيرند. يك زن و دوستش مي توانند به مدت دو هفته با هم باشند و بعد از جدا شدن و رسيدن به خانه، تلفن را برداشته و به مدت سه ساعت ديگر با هم شروع به صحبت كنند.



    يافتن يک نشاني
    وقتي يك زن در حال رانندگي احساس ميكند كه راه را گم كرده، كنار يك فروشگاه توقف كرده و از كسي كه وارد است آدرس صحيح را ميپرسد. مردان اين را به نشانه ضعف ميدانند. آنها هرگز براي پرسيدن آدرس نمي ايستند و به مدت دو ساعت به دور خودشان ميچرخند و چيزهايي شبيه اين ميگويند: ''فكر كنم يه راه بهتر پيدا كردم،'' و ''ميدونم كه بايد همين نزديكي باشه، اون مغازه طلا فروشي رو ميشناسم.''



    پذيرش اشتباه
    زنان بعضي اوقات قبول ميكنند كه اشتباه كردند. آخرين مردي كه اشتباهش را پذيرفته 25 قرن پيش از دنيا رفته است.



    فرزند
    يك زن همه چيز را در مورد فرزندش مي داند: قرارهاي دكتر، مسابقات فوتبال، دوستان نزديك و صميمي، قرارهاي رمانتيك، غذاهاي مورد علاقه، اسرار، آرزوها و روياها. يك مرد بطور سربسته و مبهم فقط ميداند برخي افراد كم سن و سال هم در خانه زندگي ميكنند.



    جامه شيك پوشيدن
    يك زن براي رفتن به خريد، آب دادن به گلهاي باغچه، بيرون گذاشتن سطل زباله و گرفتن بسته پستي لباس شيك مي پوشد. يك مرد فقط هنگام رفتن به عروسي و يا مراسم ترحيم لباس رسمي برتن ميكند.



    شستن لباسها
    زنان هر چند روز يك بار لباسهايشان را ميشويند. مردها تك تك لباس هاي موجود در كمد، حتي روپوش و اونيفرم جراحي هشت سال پيش خود را مي پوشند و هنگاميكه لباس تميزي باقي نماند، يك لباس كثيف بر تن نموده و كوه ايجاد شده از لباسهاي چرك خود را با آژانس به خشك شويي منتقل ميكنند.



    عروسي
    هنگام ياد كردن از عروسي ها، زنان در مورد ''مراسم جشن'' صحبت ميكنند، مردان درباره ''ميهماني هاي دوران مجردي.''



    اسباب بازي
    دختران كوچك عاشق عروسك بازي هستند و وقتي به سن 11 يا 12 سالگي ميرسند علاقه شان را از دست ميدهند. مردان هيچگاه از فكر اسباب بازي رها نميشوند. با بالا رفتن سن آنها اسباب بازي هايشان نيز گران قيمت تر و پيچيده تر ميشوند. نمونه هاي از اسباب بازيهاي مردان: تلويزيون هاي مينياتوري و كوچك، تلفنهاي اتومبيل، مخلوط كن و آب ميوه گيري، اكولايزرهاي گرافيكي، آدم آهني هاي كنترلي، گيمهاي ويدئويي، هر چيزي كه روشن و خاموش شده، سر و صدا كند و حداقل براي كار كردن به شش باتري نياز داشته باشد.



    گل و گياه
    يك زن از شوهرش ميخواهد وقتي مسافرت است به گل ها آب دهد. مرد به گلها آب ميدهد. زن پنج روز بعد به خانه اي پر از گلها و گياهان پژمرده برميگردد. كسي نميداند چرا اين اتفاق افتاده است.



    سبيل
    بعضي از مردان مانند هركول پوآرو با سيبيل خوش تيپ ميشوند. هيچ زني وجود ندارد كه با سبيل زيبا بنظر برسد.



    نام مستعار
    اگر سارا، نازنين، عسل و رويا با هم بيرون بروند، همديگر را سارا، نازنين، عسل و رويا صدا خواهند زند. اگر بابك، سامان، آرش و مهرداد با هم بيرون بروند، همديگر را گودزيلا، بادام زميني، تانكر و لاك پشت صدا خواهند زد.



    پرداخت صورتحساب ميز
    وقتي صورتحساب را مي آورند، با اينكه كلا 15هزار تومان شده، بابك، سامان، آرش و مهرداد هر كدام 10 هزار تومان روي ميز ميگذارند. وقتي دختران صورتحساب را دريافت ميكنند، ماشين حسابهاي جيبي خود را بيرون مي آورند.



    پول
    يك مرد 2000 هزار تومان براي يك جنس 1000 توماني مورد نيازش مي پردازد. يك زن 1000 تومان براي يك جنس 2000 توماني كه نيازي به آن ندارد مي پردازد.



    بگو مگوها
    حرف آخر را در جر و بحث ها زنان ميزنند. هر چيزي كه يك مرد بعد از آن بگويد، شروع يك بگو مگوي ديگر خواهد بود


    تاریخ انتشار : جمعه 6 آبان1390 |
    نوشته شده توسط : یاسین امیریان

    انسانها همگي خواهان عشق، آزادي، امنيت و... مى باشند، ولي در برخي افراد پاره اي از اين ارزشها اهميت بيشتر و جايگاه بالاتري دارد. در ذيل به پاره اي از ارزشها، صفات و عكس العملهاي متفاوت ''دخترها'' و ''پسرها'' اشاره مى كنم. اين كاراكترها، بسته به محيط فرهنگي، سطح بينش، تحصيلات و... افراد ارزشگزاريهاي متغيّري دارند...
    الف)دخترها وارد شدن به دايره ''امنيّت'' را ترجيح مى دهند، ولي پسرها پاره خط ''استقلال'' را بيشتر دوست دارند... دخترها به ''احساسات'' خود بيشتر بها مى دهند، ولي پسرها ''احتياجات'' خود را مد نظر قرار مى دهند... ''اميد'' در دخترها و ''آرزو'' در دل پسرها موج مى زند....، دخترها به هنگام درگيري عاطفي ''افسرده'' مى شوند، ولي پسرها معمولاً به ''انزوا'' كشيده مى شوند... دخترها تحت تا'ثير اعمال ديگران با احتياط تر عمل مى كنند و بيشتر نگاه به ''آيينه'' و پسرها بيشتر به ''آينده'' نگاه دارند....
    ب)دخترها خواهان ''برابري'' و پسرها خواهان ''برتري'' مى باشند... در صحنه زندگي معمولاً دخترها ''بيننده'' و پسرها ''بازيگرند'' و اكثر دخترها به ''بود يا نبود'' مى انديشند ولي پسرها به ''بايد و نبايد''.....
    پ)دخترها به ''پيوند'' و پسرها به ''پيمان'' ايمان دارند... ''پايبندي'' در دخترها بيشتر به چشم مى خورد و ''پايداري'' در پسرها... دخترها معمولاً ''پيرو'' هستند و پسرها ''پيشرو''... امّا پرگويي بين دخترها و ''پرخاشگري'' بين پسرها رواج دارد....
    ت)دخترهامعمولاً به آساني ''تحمّل'' مى كنند و پسرها به سادگي ''تحميل''... دخترها بيشتر در معرض ''تهديد'' و ''تحقير''واقع مى شوند و پسرها در معرض ''تحريم'' و ''توبيخ''... دخترها در مقوله ''تقليد'' و پسرها در مقوله ''تقلّب'' توانائي دارند... دخترها در ''توضيح'' دادن و پسرها در ''توجيه'' كردن مهارت قابل توجّهي دارند... دخترها ''تجليل گرهاي'' خوبي و پسرها ''تحليل گرهاي'' خوبي از آب در مى آيند... دخترها مسائل را باهم ''تركيب'' مى كنند، ولي پسرها همواره سعي در'' تجزيه'' مسائل دارند... دخترها به آساني خود را با محيط ''تطبيق'' مى دهند، ولي پسرها دوست دارند محيط را ''تغيير'' دهند... دخترها به ''تفاهم'' و پسرها به ''توافق'' راغب ترند... ''ثبات داشتن'' را دخترها ترجيح مى دهند و ''ثابت كردن'' را پسرها.....
    ث)دخترها معمولاً دوست دارند ''جذّاب و جديد'' باشند و پسرها دوست دارند ''جالب''... دخترها معمولاً اهل ''جواب دادن'' و پسرها اهل ''جولان دادن'' مى باشند... دخترها به ''جابجائي'' اكتفا مى كنند و پسرها به ''جاري شدن''....
    ج)دخترها نگهباني از ''حرمتها'' را ترجيح مى دهند و پسرها نگهباني از ''حريم ها'' را....
    چ)دخترها ميل به ''حمايت كردن'' دارند، پسرها ميل به ''حماسه آفريني''... دخترها معمولاً دنبال ''حقوق'' از دست رفته خود هستند ولي پسرها دنبال ثابت كردن ''حقّانيت'' خود.....


    تاریخ انتشار : جمعه 6 آبان1390 |
    نوشته شده توسط : یاسین امیریان

    اگر از پسرهاي پشت كنكور بپرسيد براي چه مي‌خواهند به دانشگاه بروند جواب حقيقي آنها اين خواهد بود: دختربازي .


    اگر از دخترها بپرسيد: میگویند براي انتخاب شوهر .


    حالا تكليف اون خانواده بدبخت روشنه كه جوونشون را مي‌فرستند دانشگاه كه مثلا درس بخونه.

    ميدونيد توي محيط دانشگاه چه خبره؟ نه؟ پس اينو بخونيد:



    * سري به يكي ازخانه هاي دانشجويي پسرها ميزنيم. سه پسر در گوشه اي مشغول پاستور بازي هستند و حسابي جر ميزنند. آنقدر حواسشان پرت است كه يادشان رفته غذا بالاي اجاق داردمي‌سوزد.


    * حال سري به خوابگاه دخترها ميزنيم. سه دختر ساعت 12 شب ملحفه‌ها را به هم گره زده‌اند و ازپنجره‌ي اطاق مشغول كشيدن پسري به اطاق خودشان كه طبقه دوم است هستند. ناگهان صداي آژير پليس كه از آن نزديكي مي‌گذرد مي‌آيد و دخترها از ترس ملحفه ها را ول مي‌كنند. پليس به طرف او مي‌آيد و چند روز بعد به پسرك مي‌گويد ما اصلا شما را نديده بوديم.


    * سري به يكي از كافي شاپهاي اطراف دانشگاه ميزنيم. يك پسر و دختر كنار هم مشغول حرف زدن هستند. بعد از مدتي پسره با دادن قول ازدواج كردن دختره رو خر میکنه و شروع میکنن به حرفهای عاشقونه بعد از مدتي هم از هم جدا مي‌شوند نه كك اين ميگزه نه اون.


    * سر يكي از كلاسهاي درس هستيم 4 پسر پشت سر دختري نشسته‌اند و با تلاش زياد طوريكه نه دختره و استاد و نه بقيه دانشجويان بفهمند دارند با گچ پشت مانتوي دختره مي نويسند (من خرهستم).


    * ماه رمضونه دانشجویان. صاحبخانه پسرها دلش به حال آنها مي‌سوزه و براي آنها سوپ مياره.

    پسرها بلافاصله سوپ را در ظرفي از ظروف خودشان خالي مي‌كنند و براي دخترهاي دانشجوي همسايه مي‌برند كه بله، اينو ما پختيم. دخترها فكر مي‌كنند كه اينها ديگه آدم شده‌اند و با تعارف سوپ را مي‌گيرند. غافل از اينكه پسرها...


    حقيقت اصلي دانشگاه اينه !!!!!!


    تاریخ انتشار : جمعه 6 آبان1390 |
    نوشته شده توسط : یاسین امیریان

    چرا مردها دارای وجدان پاکی هستند؟
    به این دلیل که هیچ گاه از آن استفاده نمی کنند
    2- چرا مردها همیشه خوشحالند؟
    چون آدم های بي خيال فقط می خندند

    3- چرا روانکاوی مردها خیلی سریع تر نسبت به خانم ها انجام می پذیرد؟
    زیرا هنگامیکه زمان بازگشت به دوران کودکی فرا می رسد، مردها همان جا قرار دارند

    4- اگر یک مرد و یک زن با هم از یک ساختمان 10 طبقه به پایین بیفتند کدامیک زودتر به زمین میرسد؟
    خانم، چرا که آقا راه را گم می کند

    5- شباهت آقایون با آگهی های بازرگانی چیست؟
    شما نمی توانید یک کلمه از حرف های آنها را باور کنید و هیچ چیز برای زمانی بیش از 60 ثانیه دوام نمی آورد

    6- ورزش کنار دریای آقایون چیست؟
    هر موقع خانمی را در بیکینی می بینند شکم هایشان را تو می دهند

    7- به یک مرد با نصف مغز چه می گویند؟
    با استعداد

    8- فرق بین نرخ اوراق بهادار با مردها در چیست؟
    نرخ اوراق بهادار رشد می کند

    9- خدا بعد از خلق مرد ها چه گفت؟
    من می تونم کارمو بهتر از این انجام بدم

    10- 2 دلیلی که مردها به مسائل کاری خود فکر نمی کنند
    1- فکري ندارند 2- کاری ندارند

    11- در آمریکا به یک مرد باهوش و با استعداد چه می گویند؟
    توریست

    12- اگر آقایون هم باردار می شدند آنوقت
    خدمات پزشکی در مغازه های خواروبار فروشی هم ارائه می شد

    13- آیا شنیده اید که مردی مدال طلای المپیک را از آن خود ساخت؟
    او بعدا آنرا برنز رنگ کرد

    14- یک وضعيت غير قابل كنترل چیست؟
    144 مرد در یک اتاق

    15- برای درست کردن پاپ كُرن به چند مرد نیاز است؟
    3 تا، یک نفر ماهیتابه را بر روی گاز نگه میدارد و دو نفر دیگر گاز را تکان میدهند تا گرما به تمام سطح ماهیتابه برسد

    16- آقایون لباس هایشان را چگونه دسته بندی می کنند؟
    ''کثیف'' و '' کثیف اما قابل پوشیدن''

    17- تنها یک مرد می تواند یک ماشین ارزان قیمت 2 ميليون توماني بخرد و
    یک سیستم صوتی 4 ميليون توماني بر روی آن نصب کند

    18- زمان با ارزش مردها در کنار همسرانشان چگونه می گذرد؟
    ملافه را روی سرشان می کشند و می گویند ''تو خیلی نازی عزیزم''

    19- یک خانم 35 ساله به بچه دار شدن فکر می کند، یک مرد 35 ساله به چیزی فکر می کند؟
    به قرار گذاشتن با بچه ها

    20- شما به مردی که همه چیز دارد چه میدهید؟
    زنی که به او نشان دهد چگونه می تواند از آنها استفاده کند

    21- چرا عنکبوت های سیاه پس از جفت گیری، جفت خود را می کشند؟
    به این خاطر که می خواهند قبل از شروع خرخر جلوی آنرا بگیرند

    22- چرا مردان تنها در نیمی از زندگی خود با بحران مواجه هستند؟
    زیرا آنها در تمام طول زندگی خود در دوران نوجوانی به سر می برند

    23- آینده نگری یک مرد چگونه مشخص می شود؟
    به جای یک بطری 2 بطری مشروب بخرد

    24- رفتن به بار مجردها چه فرقی با رفتن به سیرک دارد؟
    در سیرک كسي صحبت نمی کند

    25- چرا مردها به دنبال خانمهایی هستند که هیچ گاه قصد ازدواج با آنها را ندارند؟
    به همان دلیلی که آدمها ماشینی را دنبال می کنند که هیچ گاه نمی توانند در آن رانندگی کنند

    26- شما با مرد مجردی که تصور می کند بهترین هدیه خدا نصیب او شده چه می کنید؟
    او را مبادله می کنیم

    27- چرا آقایون مجرد جذب خانم های با هوش می شوند؟
    دو چیز مخالف نسبت به هم کشش دارند

    28- شباهت آقایون با ماشین چمن زنی در چیست؟
    هر دو خیلی سخت به کار می افتند، در هنگام کار سر و صداي زياد ايجاد می کنند و حتی نیمی از وقت را هم نمی توانند به درستی کار کنند

    29- فرق یک شوهر جدید با یک هاپوي جدید در چیست؟
    بعد از یک سال هاپو هنوز هم از دیدن شما به هیجان می آید

    30- نازکترین کتاب دنیا چه نام دارد؟
    چیزهایی که مردان در مورد زنان می دانند


    تاریخ انتشار : جمعه 6 آبان1390 |
    نوشته شده توسط : یاسین امیریان
    رها

    توي ماهيتابه روغن ميريزن
    اجاق گاز زير ماهيتابه رو روشن ميكنن
    - تخم مرغها رو ميشكنن و همراه نمك توي ماهيتابه ميريزن
    چند دقيقه بعد نيمروي آماده رو نوش جان ميكنن


    دخترها

    توي كابينتهاي بالايي آشپزخونه دنبال ماهيتابه ميگردن
    توي كابينتهاي پاييني دنبال ماهيتابه ميگردن و بلاخره پيداش ميكنن
    ماهيتابه رو روي اجاق گاز ميذارن
    توي ماهيتابه روغن ميريزن
    توي يخچال دنبال تخم مرغ ميگردن
    يه دونه تخم مرغ پيدا ميكنن
    چند تا فحش ميدن
    دنبال كبريت ميگردن
    با فندك اجاق گاز رو روشن ميكنن و بوي سركه همراه دود آشپزخونه رو بر ميداره
    ماهيتابه رو ميشورن (بگو چرا روغنش بوي ترشي ميداد!
    ماهيتابه رو روي اجاق گاز ميذارن و توش روغن واقعي ميريزن
    تخم مرغي كه از روي كابينت سر خورده و كف آشپزخونه پهن شده رو با دستمال پاك ميكنن
    چند تا فحش ميدن و لباس ميپوشن
    ميرن سراغ بقالي سر كوچه و 20 تا تخم مرغ ميخرن و برميگردن
    تلويزيون رو روشن ميكنن و صداش رو بلند ميكنن
    روغن سوخته رو ميريزن توي سطل و دوباره روغن توي ماهيتابه ميريزن
    تخم مرغها رو ميشكنن و توي ماهيتابه ميريزن
    دنبال نمكدون ميگردن
    نمكدون خالي رو پيدا ميكنن و چند تا فحش ميدن
    دنبال كيسهء نمك ميگردن و بلاخره پيداش ميكنن
    نمكدون رو پر از نمك ميكنن
    صداي گزارشگر فوتبال رو ميشنون و ميدون جلوي تلويزيون
    نمكدون رو روي ميز ميذارن و محو تماشاي فوتبال ميشن
    بوي سوختگي رو استشمام ميكنن و ميدون توي آشپزخونه
    چند تا فحش ميدن و تخم مرغهاي سوخته رو توي سطل ميريزن
    توي ماهيتابه روغن و تخم مرغ ميريزن
    با چنگال فلزي تخم مرغها رو هم ميزنن
    صداي گــــــــــل رو از گزارشگر فوتبال ميشنون و ميدون جلوي تلويزيون
    سريع برميگردن توي آشپزخونه
    تخم مرغهايي كه با ذرات تفلون كنده شده توسط چنگال مخلوط شده رو توي سطل ميريزن
    ماهيتابه رو ميندازن توي سينك
    دنبال ظرفهاي مسي ميگردن
    قابلمهء مسي رو روي اجاق گاز ميذارن و توش روغن و تخم مرغ ميريزن
    چند دقيقه به تخم مرغها زل ميزنن
    ياد نمك ميفتن و ميرن نمكدون رو از كنار تلويزيون برميدارن
    چند ثانيه فوتبال تماشا ميكنن
    ياد غذا ميفتن و ميدون توي آشپزخونه
    روي باقيماندهء تخم مرغي كه كف آشپزخونه پهن شده بود ليز ميخورن
    چند تا فحش ميدن و بلند ميشن
    نمكدون شكسته رو توي سطل ميندازن
    قابلمه رو برميدارن و بلافاصله ولش ميكنن
    چند تا فحش ميدن و انگشتهاشون كه سوخته رو زير آب ميگيرن
    با يه پارچهء تنظيف قابلمه رو برميدارن
    پارچه رو كه توسط شعله آتيش گرفته زير پاشون خاموش ميكنن
    نيمروي آماده رو جلوي تلويزيون ميخورن و چند تا فحش ميدن


    تاریخ انتشار : جمعه 6 آبان1390 |
    نوشته شده توسط : یاسین امیریان
    سير تکامل آقا پسرها

    سن 14 سالگي : تازه توي اين سن، هر رو از بر تشخيص ميدن . اول بدبختي
    سن 15 سالگي : ياد مي گيرن که توي خيابون به مردم نگاه کنن ... از قيافه خودشون بدشون مي ياد
    سن 16 سالگي : توي اين سن اصولا راه نميرن، تکنو مي زنن ... حرف هم نمي زنن ، داد مي زنن ... با راکت تنيس هم گيتار مي زنن
    سن 17 سالگي : يه کمي مثلا آدم ميشن ... فقط شعرهاشون و بلند بلند مي خونن ... يادش به خير اون روزها که تکنو نبود راک ن رول مي خوندن
    سن 18 سالگي : هر کي رو مي بينن تا پس فردا عاشقش ميشن ... آخ آخ ...آهنگ هاي داريوش مثل چسب دو قلو بهشون مي چسبه
    سن 19 سالگي : دوست دارن ده تا رو در آن واحد داشته باشن ... تيز ميشن ... ابي گوش ميدن
    سن 20 سالگي : از همه شون رو دست مي خورن ...ستار گوش ميدن که نفهمن چي شده
    سن 21 سالگي : زندگي رو چيزي غير از اين بچه بازيها مي بينن ... مثلا عاقل مي شن
    سن 22 سالگي : نه مي فهمن که زندگي همش عشقه ... دنبال يه آدم حسابي مي گردن
    سن 23 سالگي : يکي رو پيدا ميکنن اما مرموز ميشن ... ديدشون عوض مي شه
    سن 24 سالگي : نه... اون با يه نفر ديگه هم دوسته ...اصلا لياقت عشق منو نداشت
    سن 25 سالگي : عشق سيخي چند؟ ... طرف بايد باباش پولدار باشه... حالا خوشگل هم باشه بد نيست
    سن 26 سالگي : اين يکي ديگه همونيه که همهء عمر مي خواستم ... افتخار ميدين غلامتون باشم ؟
    سن 27 سالگي : آخيش
    سن 28 سالگي : کاش قلم پام مي شکست و خواستگاري تو نميومدم

    سير تکامل دختر خانمها


    سن 14 سالگي : تا پارسال هر کي بهشون مي گفت چطوري؟ ميگفتن ... خوبم مرسي ... حالا ميگن مرسي خوبم
    سن 15 سالگي : هر کي بهشون بگه سلام ... ميگن عليک سلام ... نقاشيشون بهتر ميشه » بتونه کاري و رنگ آميزي
    سن 16 سالگي : يعني يه عاشق واقعيند ... فردا صبح هم ميخوان خودکشي کنن ... شوخي هم ندارن
    سن 17 سالگي : نشستن و اشک مي ريزن ... بهشون بي وفايي شده ... کوران حوادث
    سن 18 سالگي : ديگه اصلا عشق بي عشق ... توي خيابون جلوي پاشون رو هم نگاه نمي کنن
    سن 19 سالگي : از بي توجهي يه نفر رنج مي برن ... فکر مي کنن اون يه آدم به تمام معناست
    سن 20 سالگي : نه , نه ... اون منو نمي خواست آخرش منو يه کور و کچلي مي گيره ... مي دونم
    سن 21 سالگي : فقط سن 27-28 سالگي قصد ازدواج دارن ، فقط
    سن 22 سالگي : خوش تيپ باشه ، پولدار باشه ، تحصيلکرده باشه ، قد بلند باشه ، خوش لباس باشه ... آخ که چي نباشه
    سن 23 سالگي : همهء خواستگارا رو رد مي کنن
    سن 24 سالگي : زياد مهم نيست که چه ريختييه يا چقدر پول داره ، فقط شجاع باشه ، ما رو به اون چيزي که نرسيديم برسونه
    سن 25 سالگي : اااااااه ، پس چرا ديگه هيچکي نمي ياد... هر کن ميخواد باشه ، باشه
    سن 26 سالگي : يه نفر مي ياد ، همين خوبه ، بله
    سن 27 سالگي : آخيش
    سن 28 سالگي : کاش قلم پات مي شکست و خواستگاري من نميومدي


    تاریخ انتشار : جمعه 6 آبان1390 |
    نوشته شده توسط : یاسین امیریان

    این سوالی است که برای قرن های متمادی بی پـاسـخ مـانـده اسـت... اما حالا ما می خواهیم پاسخ آنرا به شما بدهیم

    اگر خانمتان را بر بالای یک سکو بگذارید و از او در مقابل موش ها محافظت کنید...شما یک مرد هستید

    اگر در خانه بمانید و کارهای خانه را انجام بدهید...شما یک مرد لوس و مامانی هستید
    اگر به شدت کار کنید...برای او اهمیت قائل نیستید که برایش وقت صرف نمی کنید
    اگر به اندازه کافی کار نکنید...مفت خوری هستید که به درد هیچ چیز نمی خورید

    اگر او یک کار ملال آور با حقوق پایین داشته باشد...شما قصد بهره کشی اقتصادی از او را دارید
    اگر شما یک کار ملال آور با حقوق پایین داشته باشید...بهتر است تنبلی را کنار بگذارید و کار مناسب تری پیدا کنید

    اگر شما شغل بهتری گرفتید...پارتی بازی شده
    اگر او شغل بهتری بگیرد...به خاطر توانایی های بالایش بوده

    اگر به او بگویید که چقدر زیباست...این نشان دهنده خواست های جنسی شماست
    اگر سکوت کنید و چیزی نگویید...این بی اهمیتی شما را نسبت به او می رساند

    اگر گریه کنید...آدم بی عرضه ای هستید
    اگر گریه نکنید...بی احساس و بی عاطفه هستید

    اگر بدون مشورت با او تصمیم بگیرید...شما یک متعصب خودخواه هستید
    اگر او بدون مشورت با شما تصمیم بگیرد...یک خانم لیبرال و آزادمنش است

    اگر از او خواهش کنید که به خاطر شما کاری را که دوست ندارد انجام دهد...این امر سلطه جویی و دیکتاتور بودن شما را می رساند
    اگر او از شما یک چنین درخواستی داشته باشد...انجام آن لطف و مرحمت شما را می رساند

    اگر از هیکل و اندام زیبایشان تعریف کنید...منحرف هستید
    اگر تعریف نکنید...شما را هم جنس باز تلقی می کنند

    اگر از آنها بخواهید که موهای پایشان را تمیز کنند و هیکل خود را روی فرم نگه دارند... شما یک مرد شهوتران هستید
    اگر نخواهید...شما اصلا رمانتیک نیستید

    اگر به خودتان برسید...خودبین و از خودراضی هستید
    اگر این کار را انجام ندهید...یک فرد ژولیده و نا مرتب هستید

    اگر برای او گل بخرید... این کار را برای دستیابی به چیزهای دیگر انجام داده اید
    اگر نخرید...احساسات او را درک نمی کنید

    اگر به پیشرفت های خود افتخار کنید...انسان جاه طلبی هستید
    اگر این کار را نکنید...اصلا بلندپرواز نیستید

    اگر او سر درد داشته باشد...خسته است
    اگر شما سر درد داشته باشید...می خواهید به او بفهمانید که دیگر دوستش ندارید

    اگر نخواهید...پس حتما پای یک خانم دیگر در میان است

    در نهایت...مردها زودتر می میرند چون خودشان اینطور می خواهند


    تاریخ انتشار : جمعه 6 آبان1390 |
    نوشته شده توسط : یاسین امیریان

    فرق حمام کردن آقايون و خانمها

    يك دختر در حمام
    ساعت ? بعد از ظهر
    1ـ لباساشو رو درمياره? رنگ روشن ها رو تو يك سبد و تيره ها رو تو يكي ديگه ميگذاره
    2ـ در حموم رو از تو قفل ميكنه? جلوي آيينه مي ايسته? شكمش رو كه تمام مدت داده بود تو? ميده بيرون و شروع ميكنه به غر غر و ايراد گرفتن از نقطه نقطه بدنش
    3ـ در كمد رو باز ميكنه انواع شامپو و صابون معطر مخصوص پوست صورت?مو? بدن? كف پا و ... رو بيرون مياره و مي چينه رو لبه وان
    4ـ موهاش رو با شامپوي نارگيلي تقويت كننده? پرپشت كننده? براق كننده و...ميشوره و هفده دقيقه ماساژ ميده
    5ـ يكبار ديگه با همون شامپو موهاشو ميشوره
    6ـ نرم كننده معطر پرتقالي رو به موهاش ميماله تا ?? ميشماره
    7ـ سي و پنج دقيقه زير دوش مي مونه.خوب آخه بايد خيالش راحت بشه كه تمام مواد شيميايي از موهاش پاك شده. وگرنه بعد از حموم موها وز ميكنه
    8ـ خمير ريش داداشي رو كش ميره و شيش كيلو خالي ميكنه رو ساق پا و دست و پشت لب. بعد يه تيغ بر ميداره و يا علي. آي
    9ـ موهاش رو حسابي مي چلونه? حوله رو مثل عمامه مي پيچه دور سرش. تو آيينه خودشو ورانداز ميكنه. از اينكه در اثر كشش حوله چشم و ابروش كشيده شده? احساس خوشگلي مي كنه و يه ماچ گنده واسه عكس خودش تو آيينه ميفرسته
    10ـ خوشحاليش زياد دوام نمياره. چون يه جوش سرسياه بي اجازه نوك دماغش سبز شده
    11ـ تمام نقاط بدنش رو معاينه ميكنه و با ناخن و موچين ميره به جنگ جوشها و موهاي زائد بي تربيت
    12ـ حوله ش رو مي پوشه و ميره به اتاقش.تمام بدنش رو با لوسيون چرب ميكنه
    13- چهل بار لباس مي پوشه و در مياره تا انتخاب كنه
    14ـ 90 دقيقه پشت ميز توالت مي شينه و آرايش ميكنه

    يك پسر در حمام
    1ـ همون طور كه رو تخت نشسته ? لباساشو ميكنه. هر كدوم رو پرت ميكنه يه گوشه اتاق
    2ـ نيم وجب حوله رو ميگيره دور باسنش و ميره به سمت حموم
    3ـ مي ايسته جلوي آيينه. شكمش رو ميده تو. بازو ميگيره. فيگور چپ? فيگور راست? نيم ساعت قربون صدقه خودش ميره? (اين قدوبالا رو ببين چه كرده .لاي لاي لالاي لاي)مامان 4ونش هم از تو آشپزخونه تاييد ميكنه
    4ـ زير بغلش رو بو ميكنه و رنگ چهره ش بر ميگرده. سبز? آبي? بنفش
    5ـ در كمد شامپو ها رو باز نميكنه چون اصلا توش چيزي نداره
    6ـ با قالب صابون سبزش زير بغلهاشو كف مالي ميكنه. يه عالمه مو مي چسبه به صابون
    7ـ با همون صابون صورت و مو و بدنش رو هم ميشوره
    8ـ نرم كننده مو؟؟؟ برو بابا
    9ـ دو دقيقه بعد دوباره ميزنه زير خنده? آخه اين دفعه بوش رسيده به دماغش
    10ـ چاه حموم رو هدف گيري ميكنه و ميشاشه توش
    11ـ از زير دوش مياد بيرون و يكهو مي بينه يادش رفته بوده در حموم رو ببنده. و همه فرش و كف خونه خيس شده.( بيخيال...مامان خشك ميكنه
    12ـ حوله فسقليش رو مي پيچه دور باسنش و همون طور خيس خيس ميره تو اتاق
    13ـ حوله خيس رو پرت ميكنه رو تخت و ? دقيقه اي لباس مي پوشه
    ساعت5 بعد از ظهر


    تاریخ انتشار : جمعه 6 آبان1390 |
    نوشته شده توسط : یاسین امیریان

    1-هر دو تاشون فکر مي کنن جامعه درکشون نمي کنه.
    2-به دو تاشون اگر رو بدي سوارت ميشن
    3-هر دوشون مي تونن 200.000 تومان رو در 2 ساعت خرج کنند.
    4-هردوتاشون با والدينشون دعوا و درگيري دارند.
    5- مهمترين ويژگي هر دوتاشون تغیير شخصيتشونه.
    6-دو تا شون در ظاهر دشمن خوني جنس مخالف هستند اما در باطن دلشون واسه جنس مخالف غش و ضعف ميره.
    7-دو تاشون از دروغ متنفرن اما هيچ وقت حرف راست نمي زنند!
    8-دو تا شون تا سن 20 سالگي 3 بار عاشق ميشن و در عشق شکست مي خورند! از 20 به بعد هم تو رويا سير ميکنن و تو 40 سالگی که از رويا بيرون مي آيند مي بينن اطرافشون 5-6 تا بچه و بدبختي و بي پولي و ... هستش واسه همين اين دفعه ميرن تو کما و سکته ميزنند!!!
    9-وقتي با يه پسر يا دختر ايروني قرار ميزاري بايد 2 ساعت ديرتر به محل قرار بري تا علف زير پات جوانه نزنه!


    تاریخ انتشار : جمعه 6 آبان1390 |
    نوشته شده توسط : یاسین امیریان


    دعاي دختر مجرد:اللهم عجل في ازدواجنا و تکميل ديننا وارزقنا زوجا الذي رفيعا مدرکا و رشيدا قدا و مالا کثيرا و بيتا مستقلا و سياره البرشيا





    دعاي پسر مجرد: اللهم ارزقنا حوريا تک دانه و کم توقعا و والدينها رو به موتا و جهيزيتها کامله و کدبانوا في اامور المنزل و تسليما لخشمنا و خدمت



    تاریخ انتشار : جمعه 6 آبان1390 |
    نوشته شده توسط : یاسین امیریان

    امام علي(عليه السلام): عارف كسي است كه نفس خود را شناخت و آزادش ساخت و آن را از هر آن چه(ازخدا) دورش مي كند و به هلاكتش درمي افكند، پاك و مبرا داشت. ميزان الحكمه، ص3591،ح12270
    امام علي(عليه السلام): ـ عارف چهره اش شاد و خندان است و دلش ترسان و اندوهگين. ـ هرعارفي دنيا را ناخوش دارد. ـ هردانايي غمناك است، هرعارفي اندوهگين است. ميزان الحكمه، ص3591،ح12271و12273و12274
    امام علي(عليه السلام): ـ شوق، يار يكرنگ عارفان است. ـ خوف، پيراهن عارفان است. -گريستن از ترس دورماندن از خدا، عبادت عارفان است. ميزان الحكمه، ص3591،ح12277تا12279
    امام صادق(عليه السلام): عارف جسمش در ميان مردم است و دلش با خداي تعالي، اگر چشم به هم زدني، دل او از خداي تعالي غافل شود، از شوق او جانش برآيد. ميزان الحكمه، ص3591،ح12276
    امام صادق(عليه السلام): هركه خيال كندكه خدا را به حجابي يا به صورتي يا به مثال و هيكلي مي شناسد، مشرك است، زيرا حجاب و مثال و صورت غير اويند. او يكتا و يگانه است. بنابراين، چگونه قائل به يگانگي خداست كسيكه مي گويد او را به غير او شناخته است؟ خدا را فقط كسي شناخته كه او را به خدا بشناسد. پس،كسيكه خدا را به خدا نشناسد او را نمي شناسد، بلكه موجودي جز او را مي شناسد …هيچ آفريده اي چيزي را درك نمي كند مگر به سبب خدا و به شناخت خدا نتوان رسيد، مگر به خدا. ميزان الحكمه، ص3595،ح12291
    امام صادق(عليه السلام): …نجواي عارفان همواره بر سه اصل استوار است:1-بيم 2-اميد 3-حب بيم شاخةعلم است و اميد شاخة يقين است و حب شاخة معرفت و عرفان . نشان بيم گريختن است و نشان اميد طلب است و نشان حب آن است كه در ايثار آنچه را كه دوست دارد دريغ نورزد… اين اصول سه گانه مانند: حرم، مسجد وكعبه است كه اگركسي داخل حرم شود، از خلق ايمني يابد و چون داخل، در مسجد شود و بر اندام او از آلودگي به گناه ايمن باشد و اگر داخل كعبه شود، قلبش از اشتغال به چيزي جز ذكر خداي تعالي در امان ماند. مصباح الشريعه و مفتاح الحقيقه، باب يكم، ص13
    امام صادق(عليه السلام): اندوه از جمله شعارهاي عارفان است. چرا كه عارف به اسرار خلقت وعظمت خالق پي برده و پيوسته از خداوند ترسان است و قدرت او را بر خود حاكم مي بيند. محزون ظاهرش گرفته و غمين و باطنش گشاده و شاد است. در معاشرت با خلق، بي ميل است و با خداوند انس و نزديكي دارد. محزون غير از متفكر است ، زيرا متفكر، در تكلف و سختي مي باشد و محزون در خوشي و راحتي، و حزن از باطن برخيزد و بر ظاهر اثركند، و تفكر از ديدن رخدادها به درون رسد و ميان اين دو فرق است… . بدان كه سمت راست حزن، شكستگي دل و سمت چپ آن، سكوت است. حزن ويژة كساني است كه به خداوند عارف اند، ولي تفكر هم در خاص و هم در عام مشترك است. اگر لحظه اي قلب عارفان از اندوه تهي شود، دست به استغاثه بلندكنند و اگر در قلب غير آنان كه به خدا چندان اعتقادي ندارند وارد شود بي تابي كنند و آن را نپسندند، پس حزن اولي است كه دوم آن امن است و بشارت به بهشت و تفكر دومي است كه اولش استحكام ايمان به خداوند است و سوم آن اظهار نياز به حضرت اوست براي طلب نجات و رستگاري. فرد محزون متفكر است و متفكر، عبرت آموز و هركدام را حالي و علمي و طريقي و حلمي و مشربي است. مصباح الشريعه و مفتاح الحقيقه، باب نودودوم، ص283
    امام صادق(عليه السلام): كالبد عارف با خلق است و قلبش با خدا . اگر قلبش چشم بر هم زدني از خدا غافل شود، از شوق(جبران غفلت با ديدار حق) بميرد. عارف امين وديعه هاي خداوند است وگنجينه اسرار و معدن انوار و راهنماي خلق به سوي رحمت حق و حاصل علوم و ميزان فضل و عدل اوست. از خلق و آرزوي دنيايي بي نياز است، مونسي جز خداوند ندارد و نطقي، اشاره اي و نفسي جز با خدا و براي خدا و از خدا ندارد. پس او در باغ قدس خداوند، در رفت و آمد است و از فضل لطيف خداوند متعال بهره مي گيرد. مصباح الشريعه و مفتاح الحقيقه، باب نودوپنجم، ص289
    امام صادق(عليه السلام): مشتاق (ديدار و راز و نياز با خدا) نه ميلي به طعام دارد، نه از نوشيدني ها لذت مي برد، از خواب لذت نمي برد، با دوستان انس نمي گيرد، به آبادي پناه نمي برد، لباس نرم و لطيف نمي پوشد و هرگز آرام نمي گيرد. خداي تعالي را شب و روز عبادت مي كند بدان اميد كه به آنچه كه شوقش در دل دارد برسد و به زبان شوق راز درون خود را با او درميان نهد. مصباح الشريعه و مفتاح الحقيقه، باب نودوهشتم، ص295


    تاریخ انتشار : جمعه 6 آبان1390 |
    نوشته شده توسط : یاسین امیریان


    خداشناسي: شناخت خداوند عزوجل آغاز دين داري، از جمله بالاترين شناخت ها و عامل كامل شدن معرفت است. شناخت حضرت حق تعالي سبب دوستي با او و بي نيازي از خلق و دل كندن از دنيا مي شود. كسي كه خدا را بشناسد تنها نخواهد ماند(هو معكم اين ما كنتم) هر چند به ظاهر از خلق دور ماند، چرا كه خداشناسي مونس هر تنهايي و يار و ياور هر بي كسي است.
    خداشناسي نيروي هر ناتواني، روشنايي هر تاريكي و شفاي هر بيماري است(يا من اسمه دوا و ذكره شفا). آنكس كه توفيق معرفت حق نصيبش شود، روزها را به روزه و شبها را به عبادت سپري مي كند.
    كنترل زبان و شـكم و مصون مـاندن از آفت هاي بيشمار و تبعـات ناشي از آنـها، از بركـات ديگر شناخت خداوند مي باشد.
    خدا را بايد به خدا شناخت، اگر از طريق ديگر نيز او را بشناسيم، اين طريق از خود او سرچشمه مي گيرد. مرحوم شيخ صدوق رحمه الله تعالي عليه مي فرمايند:«اگر او را با خردهاي خود شناخته باشيم، اين خردها عطيه الهي اند، اگر به واسطه پيامبران و فرستادگان و حجت هايش او را شناخته باشيم، اين خداي عزوجل است كه آنها را برانگيخته و فرستاده و به عنوان محبت هاي خويش برگزيده است. اگر به واسطه خودشناسي به شناخت او رسيده باشيم، نفس هاي ما نيز آفريده خدايند، بنابراين در هر صورت ما خدا را به خدا شناخته ايم.»
    شايد در ذهن برخي آمده باشد كه اگر در دوران كودكي و قبل از سن تكليف مي مردند، مسـتقيم به بهشت مي رفتـند و نـياز به تحـمل اين هـمه مشكلات و سختيها در دنيا نداشتند، مولاي متقيان حضرت علي(عليه السلام) مي فرمايند:«دوست ندارم كه در كودكي مي مردم و به بهشت مي رفتم و بزرگ نمي شدم تا پروردگارم عزوجل را بشناسم.»
    شناخت خداوند به سه طريق صورت مي گيرد. اول شناخت او با آيات آفاق كه يك نگاه شهودي و علم حضوري است و طريق عوام مي باشد كه از طريق شناخت طبيعت به خداشناسي مي رسند. دوم شناخت او با آيات انفس(خودشناسي) كه يك نگاه فطري و نظري و علم حصولي است و طريق خواص مي باشدكه از طريق دل به شناخت حق تعالي مي رسند. شناخت خداوند منان با آيات انفس مفيدتر است چون معمولاً با اصلاح صفات و اعمال نفس همراه است. پس انديشيدن در آيات آفاقي و انفسي به شناخت خداوند منتهي مي شود و اين نيز به نوبة خود راهنماي انسان به سوي حق و شريعت الهي مي باشد. سوم شناخت خداوند لطيف از طريق رؤيت مي باشد كه طريق اولياء است و همگان را به آن راه نيست.
    از ديدگاه ديگر، انسانها به سه صورت، معرفت حق تعالي را حاصل مي كنند. اول تقليد كه خداوند به واسطه حواس و امور قابل احساس شناخته مي شود، دوم استدلال كه خداوند به واسطه عقل و برهان شنـاخته مي شود و سوم كشف كه به واسطه مكاشفات دروني، خداوند شناخته مي شود.
    «مردي به نام مشاجع حضور رسول خدا(صلي الله عليه وآله وسلم) رسيد و عرض كرد: اي رسول خدا! راه شناخت حق چيست؟ حضرت فرمودند: شناخت نفس. عرض كرد: اي رسول خدا! راه سازگاري با حق چگونه است؟ فرمودند: ناسازگاري با نفس. عرض كرد: اي رسول خدا! راه رسيدن به خشنودي حق چيست؟ فرمودند: ناخشنودي نفس. عرض كرد: اي رسول خدا! راه رسيدن به حق چيست؟ فرمودند: رهاكردن نفس. عرض كرد: اي رسول خدا! راه دست يـافتن به طاعت خدا چگونه است؟ فرمودند: نـافرماني نفس. عرض كرد: اي رسول خدا! راه رسيدن به ياد حق چيست؟ فرمودند: از ياد بردن نفس. عرض كرد: اي رسول خدا! راه نزديك شدن به حق چيست؟ فرمودند: دور شدن از نفس. عرض كرد: اي رسول خدا! راه انس گرفتن با حق چگونه است؟ فرمودند: رميدن از نفس. عرض كرد: اي رسول خدا! راه رميدن از نفس چيست؟ فرمودند: كمك جستن از حق در برابر نفس.»
    با اين همه اهميت خودشناسي و خداشناسي، جاي آن است  كه از خود سؤال كنيم، به عنوان مدعيان بودن در مسير تكامل، چقدر معارف لازم را آموخته ايم؟ چقدر توفيق كسب معرفت نصيب ما شده است؟ آيا سرماية لازم(معارف) را جهت بودن در اين مسير فراهم كرده ايم؟ آيا جزء آنان هستيم كه دوست دارند در كودكي مي مردند و مستقيم و بدون زحمت به بهشت مي رفتند؟! يا جزء آنان هستيم كه دوست دارند بزرگ شوند تا بتواند به توفيق خداشناسي نائل گردند؟
     
    اميرالمؤمنين حضرت علي(عليه السلام): ـ آغاز دينداري شناخت خداست وكمال شناخت او تصديق وجود اوست. ـ نهايت معرفت، شناخت خود است. جلوه هاي حكمت، ص549و550،ح2و12 مولاي عارفان علي(عليه السلام): ـ شناخت روشنايي دل است. ـ شناخت نشان فضيلت است. ـ شناخت(حق موجب) دست يافتن به خداست. ـ ايمان شناخت با دل است. ميزان الحكمه، ص3555،ح،12168تا12171
    پيامبر خدا(صلي الله عليه وآله وسلم): با ايمان ترين شما با شناخت ترين شماست. ميزان الحكمه، ص3555،ح12174 مولاي عارفان علي(عليه السلام): ـ دانش، باروركردن شناخت است. ـ بارورشدن شناخت به تحصيل دانش است، بارورشدن دانش به تصور و فهم (درست و دقيق آن ) است. ميزان الحكمه، ص3557،ح12183و12185
    امام حسين(عليه السلام): تحصيل دانش سبب باروري شناخت است. ميزان الحكمه، ص3557،ح12184
    سؤال از رسول خدا(صلي الله عليه وآله وسلم): مردي به نام مجاشع حضور حضرت رسول خدا(صلي الله عليه وآله وسلم) رسيد و عرض كرد: اي رسول خدا! راه شناخت حق چيست؟ حضرت فرمودند: شناخت نفس. عرض كرد: اي رسول خدا! راه سازگاري با حق چگونه است؟ فـرمودند: نـاسازگـاري بـا نفس. عـرض كـرد: اي رسول خدا! راه رسيـدن به خشنودي حق چيست؟ فرمودند: ناخشنودي نفس. عرض كرد: اي رسول خدا! راه رسيدن به حق چيست؟ فرمودند: رهاكردن نفس. عرض كرد: اي رسول خدا! راه دست يافتن به طاعت خدا چگونه است؟ فرمودند: نافرماني از نفس. عرض كرد: اي رسول خدا! راه رسيدن به ياد حق چيست؟ فرمودند: ازياد بردن نفس. عرض كرد: اي رسول خدا! راه نزديك شدن به حق چيست؟ فرمودند: دورشدن از نفس. عرض كرد: اي رسول خدا! راه انس گرفتن با حق چگونه است؟ فرمودند: رميدن از نفس. عرض كرد: اي رسول خدا! راه رميدن از نفس چيست؟ فرمودند:كمك جستن از حق در برابر نفس. ميزان الحكمه، ص3569،ح12227
    امام صادق(عليه السلام): خودشناسي انسان اين است كه خويشتن را به چهار طبع و چهار ستون و چهار ركن بشناسد. چهار طبعش خون است و صفرا و باد و بلغم، و ستونهايش خرد است كه از خرد، فهم و حافظه مايه مي گيرد، و اركانش نور است وآتش و روح و آب. ميزان الحكمه، ص3571،ح12232
    پيامبر اسلام(صلي الله عليه وآله وسلم): ـ دربارة هر چيزي بينديشيد، اما در ذات خدا نينديشيد. ـ در آفرينش خدا بينديشيد، اما در(ذات) خدا نينديشيدكه نابود مي شويد. ميزان الحكمه، ص3597،ح12296و12297
    امام علي(عليه السلام): خردها در امواج خروشان ادراك اوگم شدند. ميزان الحكمه، ص3597،ح12305
    امام سجاد(عليه السلام): هرگاه اين آيه را مي خواندند:«اگر نعمت خدا را بشماريد نتوانيد آن را شماره كنيد.» مي فرمودند: پاك است آن خدايي كه قدرت شناخت نعمت هـايش را به هيچ كـس نداده، جز همين مقدار بداننـد كه از شنـاخت نعمت هاي او ناتوانند، همچنان كه معرفت ادراك خود را احدي ندارد مگر همين اندازه كه بداند او را درك نمي كند. پس، خداي عزوجل همين اندازه شناخت را ازكسانيكه مي دانند از شناخت او قاصرند، پذيرفت و پي بردن آنها به تقصير و ناتواني خود را شكر(آنان) قرارداد، همچنان كه علم عالمان را به اين نكته كه نمي توانند او را درك كنند ايمان مقرر ساخت. ميزان الحكمه، ص3599،ح12307
    امام علي(عليه السلام): ذهن ها او را دريابند اما نه از راه ادراك ، حواس و مشاعر و ديدنيها بر وجود اوگواهي دهند، اما نه به خاطر حضور او در آنها(بلكه از باب دلالت اثر بر مؤثر و فعل بر فاعل) و اوهام بر او احاطه نيافت، بلكه به واسطة اوهام و خردها بر آنان متجلي شد. ميزان الحكمه، ص3603،ح12329
    امام رضا(عليه السلام): نخستين گام دربندگي خدا شناخت اوست و پاية شناخت خداوند بلند نام، يگانه دانستن اوست و نظام توحيدش نفي حدّ و حدود از اوست، زيرا خردها بر اين گواهي مي دهندكه هر موجود محدودي مخلوق است. ميزان الحكمه، ص3603،ح12334
    مولاي متقيان علي(عليه السلام): ـ هركه خدا را شناخت ، معرفتش كامل گشت. ـ شناخت خداي سبحان، بالاترين شناخت هاست. ـ دوست ندارم كه دركودكي مي مُردم و به بهشت مي رفتم و بزرگ نمي شدم تا پروردگارم، عزوجل، را بشناسم. ميزان الحكمه، ص3585،ح12234تا12236
    امام صادق(عليه السلام): …شناخت خدا مونس هر تنهايي است و يار هر بي كسي و روشنايي هر تاريكي و نيروي هر ناتواني و شفاي هر بيماري. ميزان الحكمه، ص3585،ح12237
    امام علي(عليه السلام): ثمرة دانش ، شناخت خداست. ميزان الحكمه، ص3585،ح12238
    امام علي(عليه السلام): هركه علم و معرفت به خدا در دلش جاي گيرد، بي نيازي از خلق خدا در آن مأوي گزيند. ميزان الحكمه، ص3587،ح12243
    امام علي(عليه السلام): غايت شناخت، خشيت است. ميزان الحكمه، ص3589،ح12263
    امام علي(عليه السلام): خودشناس ترين مردم، خداترس ترين آنهاست. ميزان الحكمه، ص3589،ح12265
    امام باقر(عليه السلام): در سفارش خود به جابرجعفي مي فرمايد: هيچ شناختي چون شناخت تو از نفست نيست. ميزان الحكمه، ص3567،ح12198
    مولاي عارفان علي(عليه السلام): ـ برترين شناخت، شناخت انسان از خود است. ـ برترين حكمت اين است كه انسان خود را بشناسد… . ـ غايت معرفت اين است كه آدمي خود را بشناسد. ـ خودشناسي سودمندترين شناخت هاست. ـ برترين خرد، خودشناسي است. ميزان الحكمه، ص3567،ح12200تا12204
    مولاي عارفان علي(عليه السلام): ـ انسان را همين ناداني بس،كه خود را نشناسد. هركه خود را نشناخت، از راه نجات دور افتاد و در وادي گمراهي و ناداني ها قدم نهاد. ـ بزرگترين ناداني، ناداني انسان نسبت به خويش است. ميزان الحكمه، ص3567،ح12212تا12214
    مولاي عارفان علي(عليه السلام): ـ هركه خود را شناخت، به نهايت هر شناخت و دانايي رسيد. ـ هركه خدا را شناخت تنها شد. هركه خود را شناخت مجرد شد. هركه دنيا را شناخت از آن دل بركند. هركه مردم را شناخت تنهايي گزيد. ميزان الحكمه، ص3569،ح12220و12221
     مولاي عارفان علي(عليه السلام): ـ هركه خود را شناخت ، پروردگارش را شناخت. ـ خودشناس ترين مردم ، خداترس ترين آنهاست. ميزان الحكمه، ص3569،ح12223و12224
    در صحف ادريس آمده است: هر كه آفريده را شناخت، آفريدگار را شناخت و هركه روزي را شناخت، روزي رسان را شناخت و هركه خود راشناخت ، پروردگارش را شناخت. ميزان الحكمه، ص3569،ح12226


    تاریخ انتشار : جمعه 6 آبان1390 |
    نوشته شده توسط : یاسین امیریان

    متافيزيك از پيشوند متا(meta) به معني وراء ، فرا، ماوراء ، بعد و پشت و كلمه فيزيك(physics) به معني طبيعت تشكيل شده است. منظور از “طبيعت” دنيايي است كه در حال حاضر در آن زندگي كرده، آنرا احساس و ادراك مي نماييم. پس متافيزيك به معني ماوراء الطبيعه، مابعدالطبيعه و يا فوق طبيعت است و شامل بخش هايي از جهان بي كران هستي و موجوداتي مي شود كه از حوزة ادراك حواس پنج گانه ظاهري ما خارج است. قرار گرفتن در مسير متافيزيك، نقطه آغاز و نقطه عطفي در زندگي همه است كه منتهي به شناخت و معرفت خداوند عزوجل خواهد شد،(انشاالله) معرفت شامل ابعاد مختلف آن خواهد بود كه نهايت آن معرفت الله است. (معرفت خود، معرفت ساير موجودات، معرفت دنيا، معرفت آخرت، معرفت رسول خدا، معرفت ائمه و…) متافيزيك مسير يك طرفه اي است كه از يك نقطه شروع شده، تا بينهايت ادامه دارد و غير قابل برگشت است، چون دقيقاً متناسب و منطبق با فطرت و درون ما است، هر فردي پس از آشنايي با متافيزيك و قرار گرفتن در مسير آن، آنقدر لذت معنوي خواهد‍‍برد كه خود حاضر به برگشت نمي باشد. اهم مباحثي كه در متافيزيك مورد نقد و بررسي قرار مي گيرند شامل مباني متافيزيك، عوالم متافيزيك، دانش متافيزيك و موجودات متافيزيك مي باشد. مباني متافيزيك به معني شناخت فيزيك و متافيزيك، شناخت زمان، مكان، ماده و انرژي و تبيين وضعيت و نقش آنها در فيزيك و متافيزيك است. عوالم متافيزيك، بخش هايي از جهان هستي است كه از حوزة ادراك ظاهري ما خارج مي باشد، براي مثال عالم ذر و عالم برزخ. در دانش متافيزيك با يك ديدگاه كُل نگر به جستجوي پاسخ سؤالات اساسي همچون فلسفه خلقت انسان و جهان، وضعيت انسان در قبل و بعد از اين جهان و… مي پردازيم(ازكجا آمده ام، آمدنم بهر چه بود ــ به كجا مي روم آخر، ننمايي وطنم). در بخش موجودات متافيزيك مي توان به فرشتگان، ارواح، جن و ابعاد ماورائي انسان و شايد بسياري از موجودات غير فيزيكي ديگر كه ما از آن آگاهي نداريم اشاره نمود.(الله اعلم) يكي از موجودات مهم متافيزيك جن مي باشد، متأسفانه ديده مي شود كه افراد سودجو تح‍ت عناوين مختلف ارتباط با جن، تسخر جن و فروش موكل جني ادعاي حل مشكلات را دارند. اين در حالي است كه بيشتر اين افراد قصد سوء استفاده هاي مالي و مادي از افراد ناآگاه را دارند. لذا برآنيم كه با در اختيار قرار دادن اطلاعات ديني و علمي، گرد و غبار اوهام و خرافات را از ذهن علاقمندان پاك نماييم تا مورد سوء استفاده قرار نگيرند. همچنين با شناخت اين موجودات ماورائي بيشتر به عظمت و بزرگي حق تعالي پي مي بريم، باشد كه در مقابل او سر تعظيم فرود آوريم.(انشاالله) “جن” از لحاظ لغوي به معناي پنهان و پوشيده مي باشد. جن كلمه اي مفرد است، جمع آن جان يا جنه و هم خانواده آن جنت، مجنون و جنين مي باشد.
    جن داراي حركات بسيار سريع مي باشد و به همين دليل قبلاً مي توانست در آسمان نفوذ و استراق سمع كند ولي با ظهور حضرت مسيح(عليه السلام) جلوي ورود و نفوذ آنها به آسمانها به صورت نسبي گرفته شد و با ظهور پيامبر گرانقدر اسلام حضرت خاتم الانبياء(صلي الله عليه وآله وسلم) كاملاً از ورود آنها به آسمانها جلوگيري گرديد، پس جن نمي تواند از آينده و اسرار غيب خبر دهد و آنهايي كه مدعي اين گونه امور هستند، آگاهانه يا ناآگاهانه دروغ مي گويند. خلقت انسان بعد از خلقت جن روي زمين بوده است و جن ها هفت هزار سال پيش از انسان در كره زمين زندگي مي كردند. همانطور كه انسان ها از نسل آدم و حوا بوده، جن ها از نسل مارج و مارجه مي باشند. طول عمر جن از انسان بسيار زيادتر است ولي جن نيز داراي مرگ، تولد و عمر محدود و مشخص مي باشد، همچنين داراي حشر، نشر، معاد، حساب و كتاب اخروي است. از لحاظ مرفولوژي و ظاهري، قيافه واقعي جن با انسان تفاوت دارد(اين موجودات مي توانند با قيافه و ظاهر كاذب نمايان شوند). جن يك امتياز از لحاظ ظاهري نسبت به انسان دارد و آن اينكه مي تواند به هر شكلي كه مي خواهد اعم از انسان و حيوان دربيايد، ولي به شكل پيامبران، ائمه معصومين و شيعيان واقعي ظاهر نمي شود. طول قد جن بسته به سن او، بين سي تا هشتاد سانتيمتر است. جن داراي دو جنس مذكر و مؤنث است و توليد مثل مي كند. نطفه جن بر خلاف انسان از جنس و ماهيت شبيه هوا مي باشد. برخي معتقدند كه انسان و جن مي توانند با همديگر ازدواج نموده، حتي توليد مثل نمايند. دستگاه گوارش جن با انسان تفاوت دارد، جن از پس مانده غذاي انسان بصورت بو كشيدن و يا مزه مزه كردن استفاده مي كنند. بطور معمول جن انسان را مي بيند ولي براي انسان قابل رؤيت نمي باشد.
    جن مانند انسان داراي علم، ادراك، قدرت تشخيص، مسئوليت و تكليف است. پيغمبر گرامي اسلام بر جن ها نيز مبعوث شدند و در بين جن ها نيز دين و مذهب و فرقه وجود دارد. جان به دو گروه مسلمان و غيرمسلمان تقسيم شده و مسلمانان آنها نيز در دو گروه اهل تشيع و اهل تسنن قرار مي گيرند. رهبر جن هاي شيعه«سعفر ابن زعفر»مي باشد و لوحي مزيّن به جملة مبارك«يا ابا عبد الله الحسين»برگردن دارد. پدر زعفر در صدر اسلام توسط حضرت علي(عليه السلام) كشته شد و خود نيز به دست آن حضرت مسلمان گرديد. زعفر و لشكريانش در واقعه كربلا به ياري حضرت امام حسين(عليه السلام) شتافتند ولي آن امام بزرگوار اجازه نفرمودند. در منابع مختلف از جمله قرآن كريم، تفاسير، احاديث و كتب علمي از جن ياد شده است. دانشمندان غربي از جن به عنوان ارواح صدادار ياد مي كنند. پيامبر گرامي اسلام كه درود خدا بر او باد مي فرمايند:«خداوند جن را در پنج صنف آفريد: باد، مار، عقرب، حشرات و انسان.»برخي از انسانها جن را مي پرستند، علّامه طباطبائي(رضوان الله تعالي اليه) مي فرمايند:«مشركان سه دسته مي شوند، اول آنهاييكه جن مي پرستند، دوم آنهاييكه ملائكه مي پرستند و سوم آنهاييكه مقدّسيني از بشر را پرستش مي كنند.» ابليس از طوايف جن است و در قرآن صراحتاً به اين مطلب اشاره شده است. ابليس شش هزار سال عبادت كرد و همين امر باعث شد از زمين به آسمان برود و در رده ملائك قرار بگيرد و به درجه اي رسيد كه مرتبة استادي برخي از ملائك را داشت. برخي از جن ها علاقمند به داشتن ارتباط با انسان مي باشند، بعضي انسانها نيز به ايجاد رابطه با جن تمايل دارند، ايجاد اين ارتباط امكان پذير است ولي به هيچ عنوان توصيه نمي شود و نهي شده است، برخي از علما نيز آن را مجاز نمي دانند. دانشمند فرزانه حضرت آيت الله العظمي مكارم شيرازي ارتباط با ارواح و جن را براي كشف امور پنهاني جايز ندانستـه انـد.
    ارتبـاط با جن و تسخير جن نه تنها هيچ سودي براي انسان ندارد بلكه مضر نيز مي باشد، اگر انساني با جن ارتباط گرفت، ديگر نمي تواند آنرا قطع كند و يا حداقل قطع اين ارتباط داراي عواقب خطرناكي است. قابل ذكر است كه جن در مقابل ارتباط با انسان و بعضاً خدماتي كه ارائه مي كند، چيزهايي از انسان مي گيرد كه جبران آن بسيار سخت بوده، يا غيرقابل جبران است. در صورتيكه جن از طرف انسان احساس خطر كند و يا آسيب ببيند، اقدام به تلافي خواهد كرد و به شخص مورد نظر يا بستگان نزديك، از جمله همسر و فرزندان او آسيب مي زند و يا آزار و اذيّت مي رساند، پس بهتر است در مورد جن به همين مقدار اطلاعات رسيده از منابع ديني و بزرگان اكتفا نموده، جن را بهانه اي براي تفكّر و تدبّر در عظمت خالق آن قرار دهيم. براستي كه اگر انسان تمام عمر خويش را نيز صرف انديشيدن در بزرگي و عظمت حق تعالي نمايد، بسيار اندك خواهد بود.


    تاریخ انتشار : جمعه 6 آبان1390 |
    نوشته شده توسط : یاسین امیریان

    روزانه موارد زيادي از وقايع عجيب در جهان رخ مي‌‌دهد كه با بررسي مجموعه‌اي از آن‌ها مي‌‌توان به نتايج خارق‌العاده و البته جذابي دست يافت. اين نتايج ما را به عالم ناشناخته‌ها رهنمود مي‌‌كند تا ببينيم دنيا فقط همان كه ما حس مي‌‌كنيم نيست. اگر آماده‌ايد براي قدم گذاشتن به جهان ناشناخته با ما همراه باشيد.

    تصوير روح در برفك تلويزيون
    در اواسط دهه 1980 محققي به نام <كلاس اسچربر> يكي از كانال‌هاي برفكي تلويزيون را انتخاب نمود و دوربين فيلم‌برداري را جلوي آن گذاشت و به ضبط برفك‌ها پرداخت. پس از ضبط، تصاوير برفكي را در ويدئو گذاشت و تماشا كرد. خيلي عجيب بود، در تصاوير برفكي تصاويري از دخترش <كارين> كه به تازگي فوت كرده بود، به صورتي مه‌آلود ضبط شده بود. تصاوير، مثل ابر به تدريج ظاهر مي‌‌شدند. او توانست علاوه بر دخترش ساير اعضاي خانواده‌اش را هم ببيند.
    اگرچه چنين رويدادي عجيب و تا حدي باورنكردني به نظر مي‌‌رسيد ولي اين تجربه تنها گزارش ارائه شده درباره مواردي از اين دست نيست. در ادامه به چند مورد ديگر اشاره خواهيم كرد.


    ارتباط روحي مادر و پسر
    <گريس> و پسرش <باب> با كدهاي مورس آشنايي داشتند. در جنگ جهاني اول، باب به فرانسه منتقل و از مادرش دور شد. يك بار گريس در حال خواندن نامه پسرش متوجه شد كه بي‌‌سيم، پيغامي را مي‌‌رساند. پيغام از طرف باب بود: <مادر... من زنده هستم و دوستت دارم. من و ساير پسران نزديك لنز هستيم. اگر پيغام را گرفتي به ديگران هم بگو. ما حالمان خوب است. مادر اين روش ارتباط خيلي سخت است. حسابي گيج شده‌ام. باب.>
    آيا ارتباط باب و مادرش ارتباطي روحي بود؟ چطور آن‌ها توانسته بودند بدين شكل با هم ارتباط داشته باشند؟

    نوار خالي كاست
    <كارول> رژيم لاغري داشت. به همراه رژيم غذايي، نوار كاستي را هم گوش مي‌‌داد يك طرف نوار خالي بود. يك‌بار براي آن كه قسمت ضبط شده را بشنود طرف خالي نوار را گذاشت تا صداهاي محيط اطراف را ضبط كند. بعد از آن كه چند دقيقه‌اي از ضبط صداها گذشت نوار را از اول گذاشت تا ببيند چه چيزي ضبط كرده است. صدايي عجيب و غريب به گوشش رسيد. خيلي برايش عجيب بود. مجددا به ضبط صدا مشغول شد و گوش داد صدايي مي‌‌گفت:<من دوستت دارم! آيا تو هم مرا دوست داري؟> اين اولين تجريه كارول در زمينه پديده صداي الكترونيكي بود.

    پيغام هوشياري
    در سال < 1915ديويد ويلسون>، اپراتور آماتور بي‌‌سيم و اهل لندن، وسيله‌اي ساخت كه نسبت‌ به تاثيرات الكترونيكي بسيار حساس بود. اين دستگاه به يك گالوانومتر متصل بود كه حضور و ميزان جريان الكتريكي را ثبت مي‌‌كرد. ويلسون حركات گالوانومتر را ثبت مي‌‌نمود. در دهم ژوئن 1915 گالوانومتر حدود هشت دقيقه به صورت پيوسته حركت مي‌‌كرد. كليه حركات گالوانومتر ثبت شد. ويلسون آن حركات را به كدهاي مورس ترجمه نمود. حركات گالوانومتر پيغامي را مي‌‌رساند: <مشكلي بزرگ، پيغام هوشياري، روز پنجم، ساعت شش عصر>
    ممكن است كه اين پيغام براي ما مفهوم خاصي نداشته باشد ولي شايد براي ديويد ويلسون حاوي پيام بسيار مهمي بوده، خصوصا اين‌كه از طريق يك گالوانومتر براي او ارسال شده است.

    يك تجربه در آزمايشگاه
    <ديويدس> براي اولين بار در آگوست 2001 ساعت 9:30 دقيقه به ضبط صدا مشغول شد. چيز خاصي ضبط نكرده بود. مجددا ساعت 11:30 دقيقه به ضبط صدا مشغول شد، هنگام ضبط صدا سوالي را پشت سر هم تكرار مي‌‌كرد: <آيا كسي هست كه دوست داشته باشد با من صحبت كند؟> هنگامي كه به صداهاي ضبط شده گوش داد، صدايي شنيد كه مي‌‌گفت: <آيا كسي پاسخ مي‌‌دهد؟> مو به تنش راست شده بود. مجددا ساعت 5:15 دقيقه به ضبط صدا پرداخت. هنگامي كه صداهاي ضبط شده را گوش مي‌‌داد صدايي مي‌‌گفت: <وقت ندارم.>

    انجمن آمريكايي و پديده صداي الكترونيكي
    در سال < 1982سارا استپ> در آمريكا انجمن EVP را براي كارهاي تحقيقاتي در زمينه صداي الكترونيكي تاسيس نمود. وي با انتشار كتاب <صداهايي از ابديت> كار خود را آغاز كرد. تيم تحقيقاتي استپ پس از خواندن اين كتاب مصمم شد هر روز راس ساعت و به مدت زمان معيني به ضبط صداها بپردازد و سپس صداهاي ضبط شده را با هدفون گوش دهد. دو روز اول هيچ صداي خاصي ضبط نشده بود. روز سوم، شنبه بود و كار ضبط شروع شد. آنها پس از آن‌ كه با هدفون به صداهاي ضبط شده گوش دادند متوجه شدند صدايي ضعيف به گوش مي‌‌رسد: <كريستال‌ها كمكم كنيد.> لحظه‌اي فراموش نشدني بود. بارها و بارها صدا را گوش دادند.
    سارا استپ حدود يك هفته به مدت پنج دقيقه به ضبط صدا مشغول بود. بارها و بارها سوالي را تكرار مي‌‌كرد و از موجودات روحي و ارواح مي‌‌خواست پاسخ بدهند ولي زماني كه مجددا به صداهاي ضبط شده گوش مي‌‌داد هيچ‌ صدايي جز صداي خودش نمي‌‌شنيد. روز ششم كه حسابي خسته شده بود، تصميم گرفت روال عادي كار را تغيير دهد و از ارواح چنين خواست: <خواهش مي‌‌كنم از دنيايتان چيزي بگوييد.> اين بار زماني كه به صداهاي ضبط شده گوش مي‌‌داد صدايي به گوشش رسيد: <زيبا.>

    سارا استپ كار تحقيق و بررسي در زمينه پديده صداي الكترونيكي را متوقف نكرد. او تئوري‌ها و نظريه‌هايي در اين زمينه ارائه داده است. او پيام‌هاي دريافتي را دسته‌بندي و گروه‌بندي كرده است. پيام‌هاي گروه A يا كلاس A، پيام‌هايي هستند كه به راحتي و سادگي از طريق بلندگوي سيستم صوتي شنيده مي‌‌شوند و قابل درك و فهم هستند. اين دسته‌ صداها در آستانه شنوايي انسان قرار دارند و مي‌‌توان صداها را بدون استفاده از تجهيزات خاصي به وضوح شنيد. پيام‌هاي گروه B يا كلاس B پيام‌هايي هستند كه از طريق بلندگوي سيستم صوتي شنيده مي‌‌شوند ولي واضح، كامل و قابل درك نيستند و برخي كلمات آنها قابل تشخيص نيست.
    پيام گروه C يا كلاس C، پيام‌هايي ‌هستند كه از طريق هدفون شنيده مي‌‌شوند و درك و فهم آنها مشكل است. تعداد زيادي از اين پيام ها در حالت عادي قابل تشخيص نيستند و فركانس آنها عموما در آستانه شنوايي انسان قرار ندارد.استپ، هر پيامي را با توجه به ويژگي‌هايش در يكي از سه كلاس A يا B يا C قرار مي‌‌دهد.
    در ماه مي‌ سال < 2000تام> و <ليزا باتلر> در امور تحقيقاتي به سارا استپ ملحق شدند. اين دو نفر حدود 14 سال در اين زمينه تحقيق و بررسي نموده‌اند. تام، مهندس الكترونيك است و ليزا سابقه طولاني در متافيزيك دارد و هر دو نفر در رشته روان‌شناسي مدرك ليسانس دارند.
    در حال حاضر اين انجمن در تحقيقات خود از دستگاه‌هاي الكترونيكي بسيار مجهزي استفاده مي‌‌كند. برخي از دستگاه‌ها تنها به همين منظور طراحي و ساخته شده‌اند.

    خبري از انجمن آمريكايي EVPانجمن آمريكاي EVP
    از روز سوم تا ششم ماه ژوئن 2004 كنفرانسي در زمينه EVP برگزار مي‌‌كند. اين كنفرانس سه روزه با هدف آشنا كردن عموم مردم با پديده صداي الكترونيكي و ICT و ارائه آخرين گزارشات و دستاوردهاي تحقيقاتي در اين زمينه برگزار مي‌‌شود كه شامل سخنراني، ارائه مقاله، كارگاه‌هاي آموزشي و آشنايي با محققان و موسسات مرتبط با EVP مي‌‌شود. در سايت انجمن، برنامه دقيق كنفرانس و نشست‌هاي مربوط به آن به همراه فرم‌هاي ثبت‌نام و ساير اطلاعات موجود است.

    آزمايشات و يافته‌هاي جديد
    اخيرا محققي اسكاتلندي به نام <الكساندر مك رايي> دست به تحقيقاتي در اين زمينه زد و به نكات تازه‌اي دست يافت:
    _ جنس صداهايي كه به گوش مي‌‌رسيد كاملا معلوم بود. حتي سن صاحبان صدا هم قابل تشخيص بود. اغلب آن‌ها، نام شخص آزمايش كننده را مي‌‌دانستند و به سوالات جواب مي‌‌دادند.
    از آن جايي كه نوار ضبط شده يا تصاوير گرفته شده بايد بارها و بارها پخش شود، بهتر است مدت زمان ضبط بين سه تا پنج دقيقه باشد.
    _ اگر در زمان ضبط صدا، صدايي مثل هواكش و يا هر نويز (صداي اضافي) ديگري در محيط پخش شود عموما نتايج بهتري در بر خواهد داشت.
    _ در زمان ضبط بهتر است شخص آزمايش كننده براي برقراري ارتباط بهتر، مكررا سوالي را بپرسد، در اين صورت تا پنجاه درصد به پيشرفت كار خود كمك كرده است.
    محققان ديگري هم در زمينه پديده صداي الكترونيكي به تحقيق پرداخته‌اند و به يافته‌هاي جديدي دست يافته‌اند:
    _ اكثر پيام‌هاي دريافت شده مربوط به روزهاي باراني، برفي و يا در طول شب بوده‌اند تا در روزهاي آفتابي و صاف.
    _ پيام‌هاي دريافت شده به نوعي با شخصي كه در حال ضبط صوت يا تصوير است در ارتباط است.
    _ گاهي مشاهده شده دو نفر در دو مكان مختلف يك پيام مشابه دريافت كرده‌اند. البته اين حالت به ندرت اتفاق مي‌‌افتد و زياد معمول و متداول نيست.
    _ اغلب پيام‌ها به شكل معكوس ضبط شده‌اند؛ يعني زماني كه نوار ضبط شده در سيستم صوتي به عقب زده مي‌‌شود كلمات و لغات قابل فهم و درك مي‌‌شوند، گويا ارواح كلمات را بر عكس ادا مي‌‌كنند. در اين صورت با استفاده از نرم‌افزارهاي كامپيوتري مي‌‌توان صداي ضبط شده را در جهت معكوس پخش كرد و شنيد. برخي معتقدند كساني كه از مشكلات روحي رنج مي‌‌برند يا دچار مشكلات ذهني و عاطفي هستند اصلا نبايد دست به تجربه‌ كردن اين پديده بزنند.

    پديده‌هاي صدا و تصوير الكترونيكي
    <پديده صوتي> شكل جديدي از ارتباط ارواح است. در اين ارتباط از دستگاه‌هاي الكترونيكي استفاده مي‌‌شود. <پديده صوتي> مي‌‌تواند به صورت صوتي يا به صورت تصويري باشد. صداهاي غيرمتعارف و يا تصاوير غيرمتعارف از طريق تجهيزات صوتي و تصويري ضبط مي‌‌شوند كه با اصول و قواعد شناخته شده فيزيك قابل توجيه و تفسير نيستند. در بسياري از تجارب گزارش شده، شخصي كه به كار ضبط صدا يا تصوير مشغول بوده، خيلي ساده و راحت با ارواح ارتباطي دو طرفه و متقابل را تجربه و گاهي حتي خيلي راحت با آنها صحبت كرده است.
    با پيشرفت تكنولوژي و اختراع وسايلي مثل تلويزيون، راديو، تلفن و... ارتباط با ارواح هم شكل‌هاي تازه‌تري به خود گرفته و اصطلاحات جديدي هم ميان محققان براي اين‌گونه پديده‌ها و ارتباطات فوق‌العاده به وجود آمده است. به ارواح موجود در تصاوير يا فيلم‌هاي ضبط شده‌ كه در حالت عادي ديده نمي‌‌شوند اصطلاحا ICT مي‌‌گويند...

    راه به ناشناخته‌ها
    در سراسر دنيا در مورد پديده صداي الكترونيكي نظريات و تئوري‌هاي مختلفي وجود دارد و همه محققان در جستجوي دست‌يافتن و رسيدن به علت وجودي اين پديده هستند. گروهي معتقدند پس از مرگ، انسان به جهان‌ ديگر و يا سطوح ديگري از هستي مي‌‌رود و اين پيام‌ها از طرف همان كساني است كه زماني در ميان ما و در اين جهان زندگي مي‌‌كرده‌اند. البته گاهي مشاهده شده پيام‌ها از طرف كساني ارسال شده كه هم‌اكنون هم در ميان ما زندگي مي‌‌كنند.
    سال‌ها پيش يعني در سال 1966، پژوهش‌گري اعتقاد داشت اين صداها مي‌‌تواند بر اثر <تكانه‌هاي الكترونيكي> ارسال شده از ذهن ناخودآگاه تجربه‌كنندگان به وجود آيد. در آن سال‌ها، امكان چنين چيزي را ضعيف مي‌‌دانستند زيرا تصور مي‌‌كردند ذهن نمي‌‌تواند چنين علايمي ارسال نمايد. البته امروزه قدرت تاثيرگذاري ذهن بر ماده بر همگان روشن شده است و بين بسياري از فرآيندهاي ذهني و فعاليت‌هاي بدني ارتباط‌هايي وجود دارد. مثلا بسياري از مردم هنگامي كه بدون صدا پيش خود مطالعه مي‌‌كنند لب‌هايشان مي‌‌جنبد و چنان حركتي در حنجره ايجاد مي‌‌شود كه بسياري از پزشكان به بيماراني كه حنجره‌شان را عمل كرده‌اند، توصيه مي‌‌كنند اصلا مطالعه نكنند تا آسيبي به حنجره‌شان نرسد.
    تحقيقات نشان داده اگر دستگاه ضبط صوت درون يك حصار حفاظتي قرار گيرد يا داخل يك اتاق خالي از انسان گذاشته شود، ولو اين كه نوار در حال حركت باشد هيچ صدايي روي آن ضبط نخواهد شد. اين محققان معتقدند بايد در مجاورت دستگاه ضبط حتما انسان حضور داشته باشد. گروهي ديگر اعتقاد دارند شخص ديگري از فاصله دور به صورت تله‌پاتي و با استفاده از نيروي ذهن خود اين كار را انجام مي‌‌دهد. به طور كلي تحقيقات در مورد اين پديده و ساير پديده‌ها در حال انجام است و كماكان ادامه دارد. در كتاب پديده‌هاي انرژي‌زايي و رديابي نشانه‌هاي روح‌زايي در اين‌باره آمده است: < گرچه ما با موضوعاتي سروكار داريم كه تا به حال به خوبي تفسير نشده‌اند ولي در آينده اميد حل معماهايي درباره آن‌ها وجود دارد... امروزه موضوعات تاز‌ه‌‌اي با عناوين ناشناخته در مسايل اعجاب‌انگيز فيزيك و بيولوژي مطرح شده‌ است كه از آنچه ساحران قديمي به آن مي‌‌انديشيدند بسيار عجيب‌تر و اعجاب‌ برانگيزترند.>


    تاریخ انتشار : جمعه 6 آبان1390 |